کلکسیون مشکلات من و نامزدم!

[ad_1]

نقل قول نوشته اصلی توسط asil_mard نمایش پست ها
سلام دوستان
من یه آقای ۲۸ ساله هستم که حدود ۲ سال هست خانمی رو میشناسم. و حدود ۶ماه هست که رسما خواستگاری کردیم ولی هنوز بله برون نداشتیم.
نامزدم ۲۲ سالشه.

ما اولا که صحبت میکردیم، اینقدر تشابه فکری و اعتقادی داشتیم که هرکدام از ما دقیقا میتونست پیش بینی کنه الان طرف مقابل نسبت به فلان مسئله چه نظری میده! و یا حتی اینقدر توی بحث ها یک حمله ی واحد رو همزمان میگفتیم که دیگه واسمون تکراری شده بود این مسئله (فکر کنید الان ۲نفر بیان توی تاپیک من نظر بدن همزمان. بعد ببینن عینا یک چیز رو گفتن! ما بارها و بارها توی بحث های مختلف یک چیز رو همزمان میگفتیم!)

الانم همینطوریم. یعنی درباره ی مسائل مختلف کاملا طرز فکرمون میشه گفت یکی هستش.

ولی……….
ما از نظر مسائل عاطفی ۱۸۰ درجه متفاوتیم! دقیقا ۱۸۰ درجه!!
من آدمی هستم که خیلی اجتماعی نیستم. یعنی بهتره بگم نمیخوام که باشم(چون هرکس منو حتی یکبار میبینه میگه خیلی گرم و معاشرتی هستی!!! ولی این چیزی هست که نشون میدم. به طور موقت! وگرنه من تمایلی به داشتن دوستان زیاد و روابط سطحی ندارم. ترجیخ میدم دوستان کم با رابطه عمیق داشته باشم). اما هر انسانی نیاز به رابطه با همنوع داره. و من بخش عمده ی این نیاز رو سعی کردم نگه دارم تا در غالب یک رابطه تمام و کمال با همسرم ارضاش کنم.

ولی اون تقریبا برعکس منه. اون دوستان بیشتری داره و هرچند وقت یکبار دوست داره باهاشون بره بیرون. و شاید بخشی از انرژی اش رو پای دوستاش میذاره. و باعث میشه سطح انرژی ای که میتونه برای من بذاره با چیزی که من براش میذارم و یا توقع دارم ازش بگیرم متفاوت بشه. و این تفاوت چیزیه که آزارم میده.

شاید به جز این مشکل (و البته یکسری اخلاق های مرتبط به این مسئله) مشکل دیگه ای نداریم با هم. اول سعی کردم این مسئله رو نادیده بگیرم و باهاش کنار بیام. و البته از روز اول بهش میگفتم که من با این موضوع مشکل دارم. بهش میگفتم حس کم توجهی و کم محلی از طرف تو دارم. ولی جالبه اصلا قبول نداره و اصلا نمیفهمه من چی میگم! یعنی واقعا متوجه نمیشه که چرا چنین حسی دارم. و از اون جالبتر اینکه اونم معتقده که من براش وقت نمیذارم و اصلا بهش توجه نمیکنم!

البته اونم راست میگه. من آدمی هستم که خیلی اهل گردش و تفریح و رفیق بازی و این چیزها نیستم. من بیشتر سعی کردم درس بخونم و کار کنم تا بتونم به اهداف بزرگتری برسم. ولی اون معتقده افراط میکنم. معتقده تعداد بیرون رفتن هامون خیلی کمه. معتقده علاقه ای به دیدنش ندارم و این حرفا … درحالیکه اینطوری نیست و من دارم سعی میکنم روی کارم متمرکز بشم تا زندگی آیندمون پیشرفت کنه(من یه کار تحقیقاتی خیلی سنگین میکنم که شاید بهترین اوقات تفریح من استراحت کردن باشه. هرچند شاید ماهی یکبار با هم بیرون میرفتیم)

خلاصه اگر بخوام بگم خیلی طولانی میشه
سعی کردم اصل مطلب رو بطور خلاصه بگم

و با توجه به اینکه ما الان نامزدیم و هنوز عقد رسمی نکردیم، دارم فکر میکنم که آیا این مشکل حل شدنی هست یا نه؟ آیا ادامه ی این راه درسته یا نه؟
الان ۲ روز هست سر این مسئله باش حرف نزدم! درواقع گفتم دیگه به من پیام نده! و چون قبلا هم چند بار اینو گفته بودم و اونم دیگه دلخور شده، اینبار پیام نداد دیگه (قبلا همیشه پیام میداد و آشتی میکرد!)
میدونم خیلی جالبه … من قهر میکنم و اون منت میکشه

ولی خب رفتار اون باعث این اتفاق میشه. که حالا خیلی طولانی شد و اگر کسی مایل بود سعی میکنم جزییات رفتارهاشم توضیح بدم که چرا باعث دعوا و قهر میشه

سلام

طبق گقته خودتون ، شما و فرد مورد نظرتون از نظر تفکر با هم میشه گفت هم کفو هستین .

اما از نظر بیرونگرای درونگرای هم کفو نیستین ، شما تمایل درونگرای بیشتری دارید ، برعکس نامزدتون هم تمایل های بیرونگرای ( بهتره صفر یا صدی بهش نگاه نکنید ، و خودتون بهش درجه بدین )

از نظر جنبشی هم مثل اینکه ایشون اکتیو تر از شما هستن .

خیلی مسائل شخصیتی دیگه هم مثل لمسی ، سمعی ، بصری هم چیزی نگفتین مبهمه .

اما خب به اینا نمیشه گفت مشکل ! تفاوت ها را اگر خوب بشناسیم و عکس المعل و رفتار مناسب نشون بدیم مشکل ساز نمیشه ، اما بهتره است که شخصی که ما قرار به عنوان همسر انتخاب میکنیم حد اقل 70 درصد از نظر شخصیتی بهم نزدیک باشیم .

بهتره ایده آل بهش نگاه نکنید ، امکان اینکه صد درصد باشه غیر ممکنه ، باید به صورت نسبی این ها را برسی کنید .

مسائل اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، مذهبی ، اعتقادی و… هم چیزی نگفتین . توصیه میشه حتی در این ها هم زن شوهر تا میشه باهم هم کفو باشن .

همسان بودن بهتره ، اما خب بعضی تفاوت ها هم هستن بشه ندید گرفت و بشون گفت نقطه مثبت همدیگه بودن ، اما تا میشه بهتره و توصیه میشه زوجین هم کفو باشن .

توصیه میکنم برای بهتره قبل اینکه برین زیر یک سقف پیش یک مشاوره ازدواج خوب و با صلاحیت برین ، و یک یکسری تست بدین کامل بدین ….

تا هم شما را هم از شخصیت خودتان آگاه کند ( نقاط مثبت و منفی ) ، هم بگن شما با فرد مورد نظر چقدر مناسب هم هستین یا نیستین ، و اگر برین زیر یک سقف چه استحکاکاتی را باید تحمل کنید ، به هر حال زندگی صد درصد ایده آلی وجود نداره .

در مورد وضعیت حال بهتره سریعتر به فکر عقد کردن باشین ، طولانی بودن نامزدی بیشتر از شیش ماه هم خودش میتونه باعث مشکلات و سختی های برای آینده بشه . ( بهتره وارد جاده آسفالت بشین قبل اینکه توی خاکی مشکلی به وجود بیاد )

این قهر ها و رفتار های که میگن هم جالب و درست نیست ، بهتره تکرار نشه و همیشه ایشون فردی نباشه که سمت شما میاد .

موفق باشید

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *