گاهی باید زندگی را رها کرد تا راه خودش را برود!

[ad_1]

همه ما در زندگی ترس‌هایی داریم.

ترس از تنهایی، تاریکی، از دست دادن عزیزان، ارتفاع.

براي بعضي‌ها ماجرا فراتر مي‌رود؛ مثلا ترس از دوقلوها. اين مدل ترس، عجيب اما واقعي است.

من اما جزو دسته‌اي هستم كه از حيوانات مي‌ترسم. انواع و اقسام جانوران مي‌توانند من را تا سر حد مرگ بترسانند. مارمولك يكي از آنهاست كه در فضاي خانه و محل كار و خيابان پيدا مي‌شود. تابستان و گرما كه مي‌آيد، سر و كله اين جانور موذي هم پيدا مي‌شود.

از اول تيرماه تا زماني كه بخاري در خانه روشن شود، كار هرروزه من بيدار شدن و سرك كشيدن به تمام درزهاي خانه بود. مثل كارآگاهي كه دنبال يك تار مو بگردد تا قاتل را پيدا كند، موشكافانه همه جا را زير و رو مي‌كردم.

يك بار مجبور شدم 48ساعت خودم را در اتاق خواب حبس كنم چون هيولا را نديده بودم كه كجا پنهان شده.

اين ترس خسته‌ام كرد. داشت از پا درم مي‌آورد. حس مي‌كردم تبديل به‌خودآزاري شده. تصميم جديدي گرفتم.

تابستان امسال مثل روزهاي پاييز و زمستان از خواب بيدار مي‌شوم. مدام همه‌جا را رصد نمي‌كنم. فكر كردم مواجهه و در لحظه روبه‌رو شدن با ترس شايد بهتر باشد.

باورش سخت است اما جواب داد. هيچ مارمولكي تا امروز در خانه ديده نشده.

زندگي هم همين است. اگر در مسائل و مشكلات زندگي زياد كنكاش كنيم حتما چيزهايي مي‌فهميم كه دانستنش نه‌تنها هيچ كمكي به آدم نمي‌كند بلكه عذابمان هم مي‌دهد.

يك بار به دوستي گفتم اگر موبايل خواهرت را هم چك كني شايد ببيني با مادرت جمله‌اي درباره تو رد و بدل شده كه دوست نداري.

درباره همسر كه ماجرا به‌مراتب پيچيده‌تر است. هر قدر بيشتر كنكاش كني حتما چيزهايي مي‌فهمي كه يا آزار‌دهنده است يا وادارت مي‌كند بيشتر خودت را اذيت كني تا سر و ته ماجرا را بفهمي.

گاهي بايد با زندگي همين كار را كرد.

بايد زندگي را رها كرد و گذاشت راه خودش را برود.

اگر قرار باشد آدمي چيزي را بفهمد حتما سَرِ وقت و زمان خودش مي‌فهمد.

اگر نفهميدي بدان دليلي دارد. دست و پا زدن زياد شايد آدم را به نتيجه‌اي كه مي‌خواهد برساند اما گاهي طعم‌ فهميدن آنقدر تلخ است كه تا هميشه زير زبان مي‌ماند.

حال اگر به هر دليل چيزي پنهان شده و اصرار بر كشف شدنش داريد خودتان را براي مواجهه با آن آماده كنيد.

اينطور نباشد كه صبح‌ها دير به سر كار برسيد و تمام سوراخ و جرزهاي خانه را چك كنيد اما وقتي با چيزي كه نبايد، مواجه شديد ندانيد كه بايد چه كنيد.
گاهي ضربان قلب آنقدر بالا مي‌رود كه قدرت هر تصميم‌گيري از شما گرفته مي‌شود.

بگذاريد بعضي چيزها و حرف‌ها و كارها در زندگي‌تان پنهان بماند. خاك رويش باشد و بماند.

شايد روزي كه حقيقت آشكار شد، حال شما بهتر باشد و قوي‌تر باشيد. مثل من كه فكر مي‌كنم ديگر همه مارمولك‌هاي جهان راه خانه من را گم كرده‌اند.

(همشهری)

[ad_2]

لینک منبع

گاهی باید زندگی را رها کرد

[ad_1]

همه ما در زندگی ترس‌هایی داریم.

ترس از تنهایی، تاریکی، از دست دادن عزیزان، ارتفاع.

براي بعضي‌ها ماجرا فراتر مي‌رود؛ مثلا ترس از دوقلوها. اين مدل ترس، عجيب اما واقعي است.

من اما جزو دسته‌اي هستم كه از حيوانات مي‌ترسم. انواع و اقسام جانوران مي‌توانند من را تا سر حد مرگ بترسانند. مارمولك يكي از آنهاست كه در فضاي خانه و محل كار و خيابان پيدا مي‌شود. تابستان و گرما كه مي‌آيد، سر و كله اين جانور موذي هم پيدا مي‌شود.

از اول تيرماه تا زماني كه بخاري در خانه روشن شود، كار هرروزه من بيدار شدن و سرك كشيدن به تمام درزهاي خانه بود. مثل كارآگاهي كه دنبال يك تار مو بگردد تا قاتل را پيدا كند، موشكافانه همه جا را زير و رو مي‌كردم.

يك بار مجبور شدم 48ساعت خودم را در اتاق خواب حبس كنم چون هيولا را نديده بودم كه كجا پنهان شده.

اين ترس خسته‌ام كرد. داشت از پا درم مي‌آورد. حس مي‌كردم تبديل به‌خودآزاري شده. تصميم جديدي گرفتم.

تابستان امسال مثل روزهاي پاييز و زمستان از خواب بيدار مي‌شوم. مدام همه‌جا را رصد نمي‌كنم. فكر كردم مواجهه و در لحظه روبه‌رو شدن با ترس شايد بهتر باشد.

باورش سخت است اما جواب داد. هيچ مارمولكي تا امروز در خانه ديده نشده.

زندگي هم همين است. اگر در مسائل و مشكلات زندگي زياد كنكاش كنيم حتما چيزهايي مي‌فهميم كه دانستنش نه‌تنها هيچ كمكي به آدم نمي‌كند بلكه عذابمان هم مي‌دهد.

يك بار به دوستي گفتم اگر موبايل خواهرت را هم چك كني شايد ببيني با مادرت جمله‌اي درباره تو رد و بدل شده كه دوست نداري.

درباره همسر كه ماجرا به‌مراتب پيچيده‌تر است. هر قدر بيشتر كنكاش كني حتما چيزهايي مي‌فهمي كه يا آزار‌دهنده است يا وادارت مي‌كند بيشتر خودت را اذيت كني تا سر و ته ماجرا را بفهمي.

گاهي بايد با زندگي همين كار را كرد.

بايد زندگي را رها كرد و گذاشت راه خودش را برود.

اگر قرار باشد آدمي چيزي را بفهمد حتما سَرِ وقت و زمان خودش مي‌فهمد.

اگر نفهميدي بدان دليلي دارد. دست و پا زدن زياد شايد آدم را به نتيجه‌اي كه مي‌خواهد برساند اما گاهي طعم‌ فهميدن آنقدر تلخ است كه تا هميشه زير زبان مي‌ماند.

حال اگر به هر دليل چيزي پنهان شده و اصرار بر كشف شدنش داريد خودتان را براي مواجهه با آن آماده كنيد.

اينطور نباشد كه صبح‌ها دير به سر كار برسيد و تمام سوراخ و جرزهاي خانه را چك كنيد اما وقتي با چيزي كه نبايد، مواجه شديد ندانيد كه بايد چه كنيد.
گاهي ضربان قلب آنقدر بالا مي‌رود كه قدرت هر تصميم‌گيري از شما گرفته مي‌شود.

بگذاريد بعضي چيزها و حرف‌ها و كارها در زندگي‌تان پنهان بماند. خاك رويش باشد و بماند.

شايد روزي كه حقيقت آشكار شد، حال شما بهتر باشد و قوي‌تر باشيد. مثل من كه فكر مي‌كنم ديگر همه مارمولك‌هاي جهان راه خانه من را گم كرده‌اند.

[ad_2]

لینک منبع

زنان ایده آل این ویژگی ها را دارند و بس!

[ad_1]

کد:

زیبایی ظاهر تنها خصوصیت بارز یک زن نیست، آنچه یک زن را زیبا و جذاب می کند، خصوصیات اخلاقی اوست

زیبایی ظاهر تنها خصوصیت بارز یک زن نیست، آنچه یک زن را زیبا و جذاب می کند، خصوصیات اخلاقی اوست. اما این خصوصیات کدامند؟ ما با زنان بسیاری در تماس ایم، اکثر آنها مهربان، دلسوز، احساساتی و مهمان نوازند اما آیا اینها برای کمال یک زن کافی است؟ اگر شما هم دوست دارید بدانید که بهترین و قویترین زنان چه ویژگی های بارزی دارند، با ما همراه باشید. در این مطلب مهمترین ویژگی یک زن را که باعث برتری و خاص بودن او از دیگر زنان می شود، برایتان آورده ایم.

برای خودش ارزش قائل است

زنی که به خودش اهمیت دهد، به عنوان مثال به ظاهرش برسد، برای خودش پول خرج کند، به سلامتی اش اهمیت دهد و در یک کلمه مراقب خودش باشد، زنی است که دیگران نیز به او احترام می گذارند. این نوع از زنان افرادی قابل اعتماد، سخت کوش و دارای اعتماد به نفس بالایی هستند که دیگران نیز می توانند به آنها تکیه کنند.

از ظاهر خودش راضی است

همه ما نقص ها و ایرادهایی در درون خود و ظاهرمان داریم اما زنان قدرتمند خود را همانگونه که هستند دوست دارند و می پذیرند. آنها از این که خود را در آینه نگاه کنند، خجالت نمی کشند و برعکس به خودشان افتخار می کنند. در واقع آنها می دانند که آنچه در مورد ظاهرشان اهمیت دارند، تنها نظر خودشان است نه هیچکس دیگر، پس هیچگاه ناشکری نمی کنند و از زندگی خود نهایت لذت را می برند.

مستقل است

استقلال یکی از خصوصیاتی است که زنان را جذاب نشان می دهد، به بیان دیگر زنان مستقل افرادی هستند که به دیگران احتیاجی ندارد. به عنوان مثال آنها برای برآوردن کردن نیازهای خود به دیگری تکیه نمی کنند و سعی می کنند که خود از پس زندگی شان بر آیند. بنابراین یک زن مستقل نه برای برآورده کردن نیازهای مالی، جسمی یا روحی، برای تنها به عنوان یک همراه، رابطه عاطفی خود را آغاز می کنند. در واقع آنها شانه های خوبی برای تکیه کردن خواهند بود.

مغرور نیست

یکی از خصوصیات زنان ایده آل این است که آنها به هیچ وجه مغرور و از خود راضی نیستند، بلکه برعکس آنها همان قدر که برای خود ارزش قائل اند برای دیگران نیز هستند. آنها دیگران را دوست دارند، با آنها صادق اند و به آنها احترام می گذارند، بنابراین با همه خصوصیات اخلاقی خوبی که دارند، نشانه ای از خودشیفتگی در این نوع زنان یافت نمی شود.

به دنبال دردسر نمی گردد

زنان قدرتمند زنانی هستند که از درگیری گریزانند. آنها دوست ندارند که وارد جر و بحث ها شوند یا کاری کنند که حسادت دیگران را برانگیزند. آنها آنقدر به بلوغ فکری رسیده اند که تا جایی که امکان دارد از موقعیت های استرس زا و ناراحت کننده خودشان را دور می کنند. به بیان دیگر، آرامش تنها هدف آنها در زندگی است.

شما را تشویق به بهترین ها می کند

اگر زنی به شما گفت که شما توانایی های بالایی دارید و شما را تشویق به تلاش بیشتر برای یک زندگی بهتر کرد، بدانید که او یک زن ایده آل است. زنان موفق نه تنها به شما و توانایی هایتان حسادت نمی کنند، بلکه توانایی های شما را می بینند و به شما گوشزد می کنند که لایق بهترین هایید.

برای مشکلات راه حل می یابد

از مشکلات زندگی نمی توان فرار کرد، هر آدمی روزی با سختی ها دست و پنجه نرم می کند اما زنان قدرتمند آنهایی هستند که به جای گریه کردن یا باختن خود، به دنبال راه حلی مناسب می گردند. آنها در این شرایط منطقی عمل می کنند و قادرند با توجه به شرایط بهترین تصمیم را بگیرند.

انتقاد پذیر است

زنان موفق از بیان ایده هایشان ترسی ندارند. آنها نه تنها اعتقادات خود را به راحتی به زبان می آورند بلکه انتقادات دیگران را نیز با روی باز می پذیرند. صبر آنها برای گوش کردن حرف های دیگران بسیار است و همین خصوصیت آنها را نزد دیگران محبوب می کند.

تاثیر مثبتی بر دیگران می گذارد

زنان قدرتمند خصوصیات منحصر بفرد زیادی دارند که یکی از آنها مثبت اندیشی است. آنها نه تنها خود نیمه پر لیوان را می بینند بلکه همیشه از خود نیز تاثیر مثبتی بر دیگران می گذارند. بنابراین همنشینی با آنها برای همه دلنشین است.

از داشتن او احساس غرور می کنید

مطمئنا زنانی که خصوصیات اخلاقی بالا را دارند، مورد احترام هر فردی قرار خواهند گرفت. بنابراین اگر شما هم همچین زنی را در زندگی تان دارید، برای نگه داشتن او تلاش و از داشتن او در زندگی تان به خود افتخار کنید.

[ad_2]

لینک منبع

حسرت روزهای گذشته را نخورید…

[ad_1]


گاهی مشکل از طرز فکرهای ماست که باعث می شود حسرت گذشته را بخوریم و به فکرآینده باشیم و از زندگی فعلی‌مان لذت نبریم .

فکر می‌کنیم داشتن زندگی شاد و بی دغدغه با پول جبران شدنیست! مشغول کار می‌شویم تا پول لازم برای مخارج زندگی را تهیه کنیم.

همیشه در گذشته سیر می کنیم،نگران آینده ایم و شاکی از زمان حال!

این عادت بیشتر انسانهاست که حسرت روزهای گذشته را می‌خورند و از آن روز‌ها و لحظه ها به نیکی و خوبی یاد می‌کنند و از زمان حال گله وشکایت دارند البته در این میان هم هستند کسانی که گذشته‌ی خوبی ندارند و حتی به روزهای گذشته شان به دیده انزجار می‌نگرند.

به هر حال بیشترین افراد، به گذشته شان دل بسته اند و همیشه آرزو و هوس گذشته را در سر دارند، گذشته ای که برایمان لذت بخش بود و یا می توانستیم لذت بخش کنیم اما قدر ندانستیم…

گاهی سر می‌چرخانم و به گذشته نگاه می‌کنم:

-یادش بخیر یک زمانی پدر و مادری داشتیم که همه را دور هم جمع می‌کردند اما حالا دیگر خبری از آن دورهمی های شلوغ و پلوغ نیست!آن روزها را قدر ندانستم… یادم می آید که گاهی مشغول کار خانه ام بودم که یادم می افتاد 5 روزی است که خبری از پدر و مادرم ندارم! یا حتی گاهی که پدر و مادرم از من می‌خواستند که به دیدن‌شان بروم مدام در خانه غر می زدم که ای بابا خودم کار و زندگی دارم حالا باید خونه مامانم اینا هم بروم!

-همیشه یکی از آرزوهایم این بود که در زندگیم به یک جایی برسم تا بتوانم تمام کمبودهای زندگی خودم و پدر و مادرم را جبران کنم. با زحمات خودم و پدر و مادرم دانشگاه دولتی قبول شدم …

تحصیلاتم را به درجات عالی رساندم …دکتر شدم، مطلب زدم، وضع مالیم عالی شد…

شب ها تا دیر وقت مشغول کار بودم به قدری که دیگر تمام دغدغه و زندگیم شده بود بیمارانم اما کم کم یادم رفت که هدفم چه بوده است!

زمانی که به خودم آمدم دیگر خیلی دیر شده بود…

شب ها تا دیر وقت سر کار می مانیم و روزها چنان درگیر کار می شویم که فرصت یک تلفن زدن را هم پیدا نمی کنیم… زندگی تمام می شود و ما هنوز زندگی نکرده ایم

-دوران نامزدیمان را یادت می آید،چقدر بی دغدغه بودیم…نه مسئولیت زندگی بود و نه خرج و برج خانه ای!

اما حیف! نتوانستم خوب از آن دوران لذت ببریم؛مدام با هم درگیر یکسری حرف و حدیث های بی ارزش بودیم…

افسوس !چه روزهایی بود یادش بخیر… کاش یکبار دیگر تکرار می‌شد تا می توانستیم درست از آن دوران لذت ببریم.به راستی چرا ما آدم ها همیشه حسرت گذشته ای را می‌خوریم و انتظار آینده را می‌کشیم و لذت بردن از زمان حال را بلد نیستیم؟! دقیقا کی می‌خواهیم از زندگی لذت ببریم؟!

چهل‌سال پول جمع كردیم؛ حالا لذتش رو ببریم!

چند وقت پیش پیام جالبی را می‌خواندم که نوشته بود: همیشه و همه جا چشمم دنبالش بود خیلی دوستش داشتم از نگاهایش میدانستم او هم من را دوست دارد..بعد سال ها انتظار با عشق ازدواج کردیم…

خوشبخت بودیم اماهیچوقت نتوانستیم از کنار هم بودن لذت ببریم چون باید پول هایمان را پس انداز می‌کردیم برای خرید خانه ،ماشین، گرفتن عروسی .همیشه هر چیزی را که دوست داشتم می‌گفتم الان نه بعد ازعروسی الان باید خانه بخریم…هر دوسخت پول هایمان رو پس انداز می‌کردیم…

موفق شدیم خانه را خریدم و جشن عروسی خیلی زیبا گرفتیم..

از فردای آن روز به فکر این بودیم لوازم خانمان را جدید کنیم…گوشت و مرغ در خانه همیشه باشد، میوه های چند رنگ داشته باشیم…

با آمدن بچه به فکر این بودیم بچه مان لباس هایش خوب باشد ،غذایش مقوی باشد!

خلاصه تاوقتی بچه هایمان سرو سامان گرفتند هر روز‌دغدغه چیزی را داشتیم …خونه بزرگ تر_ماشین بهتر_مبل زیباتر_خرج دانشگاه_ عروسی_ جهیزیه…

روزها گذشت وما پیر شدیم ما ماندیم و یک خانه بزرگ ،یک ماشین پارک شده در پارکینگ که استفاده نمی‌شد…بچه هایی که درگیر زندگی خودشانند…

ما پیر شدیم و از زندگی لذت نبردیم…پیر شدیم و یادمان افتاد هنوز آن کافه که قرار بود بعد عروسی برویم را نرفتیم…یادمان افتاد آن شام رویایی دونفره رو نخوردیم…یادمان افتاد پارک سر کوچه را هم نرفتیم…یادمان آمد نرفتیم سینما تا فیلم کمدی ببینیم….

یادمان آمد هیچ سالگرد ازدواجی را نگرفتیم…

یادمان آمد چقدر زود تولد هم دیگر را فراموش کردیم…

یادمان آمد پشت تلفن فقط لیست خرید را گفتیم اما حال هم را نپرسیدیم…

یادمان آمد چقدر دوستت دارم بود که باید هر روز می‌گفتیم اما نگفتیم….یادمان آمد چقدر بوسه بود که ماند رو دستمان…یادمان آمد چقدر وقت بود هم را در آغوش نگرفته بودیم…

یادمان آمد عکس های دونفرمان را هم نگرفتیم

از این زندگی ما فقط یادگرفتیم داشتن خانه و ماشینش را…

همین امروز کِیف زندگی را کنید… !

گاهی مشکل از طرز فکرهای ماست که باعث می شود حسرت گذشته را بخوریم و به فکرآینده باشیم و از زندگی فعلی‌مان لذت نبریم . فکر می‌کنیم داشتن زندگی شاد و بی دغدغه با پول جبران شدنیست

! مشغول کار می‌شویم تا پول لازم برای مخارج زندگی را تهیه کنیم.

از تفریح و استراحت و باهم بودن می زنیم تا مقدمات زندگی فراهم شود بعد در کنار هم زندگی کنیم اما کم کم یادمان می رود هدفمان چه بوده!

شب ها تا دیر وقت سر کار می مانیم و روزها چنان درگیر کار می شویم که فرصت یک تلفن زدن را هم پیدا نمی کنیم… زندگی تمام می شود و ما هنوز زندگی نکرده ایم.

همیشه فکرمان درگیر نداشته هایمان است و در حسرت گذشته ای به سر می بریم که حالا نیست!

و در فکر آینده ای هستیم که در دست ما نیست!

اگر تنها کمی به داشته هایمان فکر کنیم و از همان حال لذت ببریم آن زمان زندگی کرده ایم .

به پدر و مادری که هستند و در آینده ممکن است دیگر نباشند،

به سلامتی که خیلی ها در حسرتش هستندو ممکن است یک روز آن سلامتی هم از ما گرفته شود، به همسر خوب و مهربانی که در کنارتان است.

همین امروز کِیف زندگی را کنید…

از الآن کافه های زندگیتان را بروید،لباس های زیبایتان را برای کسانی که دوستشان دارید بپوشید،به کسانی که دوستشان دارید هر روز بگویید که چقدر دوستش داریدو…

گاهی شام را باهمسرتان به رستوران بروید مطمئن باشید با سالی سه چهار بار رستوران رفتن نمی‌توانید خانه بخرید….

تولد فقط سالی یک بار است…

سالگرد ازدواجتان را هم همین طور ساده برگزارش کنید اما هیچ وقت فراموش نکنید….

ما فقط یک بار به دنیا می‌آیم و یک بار زندگی می‌کنیم…

شاید فردایی وجود‌ نداشته باشد…

پس همین حالا از زندگی لذت ببریم تا در آینده حسرت گذشته از دست رفته را نخوریم.

[ad_2]

لینک منبع

همسری برای تمام فصول

[ad_1]

فصل تابستان آمد؛ گرم‌ترین فصل سال که مدارس تعطیل می‌شوند. روزهایش کشدار و طولانی و شب‌هایش کوتاه و عجولند؛ فصلی که زیبایی‌های خودش را دارد اما شرایط آن به‌گونه‌ای متفاوت است.
مهم‌‌ترين تفاوت آن حضور حداكثري بچه‌ها در خانه و فراغت بيشتر آنهاست كه اين باعث مي‌شود شما به‌عنوان والدين، وقت كمتري براي خودتان و بالطبع براي باهم بودنتان داشته باشيد و اين موضوع مي‌تواند تأثير منفي بر رابطه‌تان بگذارد. پس بايد براي آن فكري بكنيد.

شب و روز، هر كدام جاي خود

يكي از مشكلات شما كه بايد براي آن برنامه‌‌اي داشته باشيد، ساعت خواب و بيداري فرزندان‌تان است كه مي‌تواند باعث دردسرتان شود.
وقتي صاحب فرزند مي‌شويد داشتن يك رابطه زناشويي بدون ترس و استرس و در وقت كافي، به‌خودي‌خود، كار سختي است چه برسد به اينكه بچه‌ها مجبور نباشند صبح زود براي رفتن به مدرسه بيدار شوند و بتوانند تا هر زماني كه دل‌شان مي‌خواهد شب‌ها بيدار بمانند.
در اين صورت اگر شما به‌عنوان والدين بخواهيد صبح زود سر كار برويد و زودتر از آنها بخوابيد، كار سخت‌تر هم خواهد شد.
بهتر است اين قانون خانه‌تان باشد كه در يك ساعت خاص همه اعضاي خانواده بايد به اتاقشان بروند و بخوابند.
اين كار اگر از زمان كودكي انجام شود به‌صورت عادت در مي‌آيد.
به فراخور حال اعضاي خانواده مي‌توانيد ساعت خاصي را مشخص كنيد و از فرزندان‌تان بخواهيد به بهانه اينكه تابستان است جاي شب و روز را عوض نكنند.

ممكن است تذكر شما چندان برايشان مهم نباشد و آنها همچنان كار خودشان را بكنند، در اين صورت خودتان برنامه‌ها را طوري تنظيم كنيد كه بچه‌ها شب‌ها خسته باشند، دير نخوابند و شما و همسرتان وقتي براي باهم بودن داشته باشيد؛
مثلا صبح‌ها آنها را در كلاسي ثبت‌نام كنيد كه نتوانند تا ظهر بخوابند و عصرها باهم به پارك برويد و كاري كنيد كه فعاليت بدني داشته باشند تا خسته شوند و بتوانند خواب خوب و آرامي در شب داشته باشند.

اتاقي براي مامان و بابا

وقتي بچه‌ها مدت طولاني‌تري در خانه هستند و تكليف و درس و مشق و امتحان ندارند، حضورشان در خانه بيشتر حس مي‌شود.
آنها همه جا هستند و هر لحظه ممكن است خلوت شما را به هم بزنند.
شايد نتوانيد كاري كنيد كه شب‌ها زود بخوابند اما مي‌توانيد قوانيني را به آنها آموزش دهيد كه بتوانيد با همسرتان خلوت كنيد.
اگر در خانه اتاق جداگانه‌اي داريد، نخستين چيزي كه بايد به بچه‌‌ها بياموزيد اين است كه اين، حريم شخصي شما و همسرتان است و هيچ‌كس بدون اجازه نبايد وارد آن شود.
وقتي در اتاق بسته است ابتدا بايد در بزنند و اجازه بگيرند، بعد وارد شوند.
در تعاليم تربيتي قرآن، در آيه 58 سوره نور آمده است كه حتي به فرزندان كوچك خودتان ياد بدهيد كه در 3 نوبت صبح، ظهر و شب، براي ورود به اتاق شما بايد در بزنند و اجازه بگيرند.

اينكه فرزندان شما بدانند مادر و پدرشان گاهي نياز دارند باهم تنها باشند، نه‌تنها بد نيست بلكه حس خوبي براي‌شان به همراه دارد.
اين درصورتي است كه از ابتدا اينگونه عادتشان دهيد و اين خلوت كردن صرفا به‌معناي رابطه زناشويي نباشد.
ممكن است شما قبل از خواب كتاب بخوانيد يا همسرتان روزنامه بخواند و در موردش باهم حرف بزنيد.
شايد بخواهيد در مورد مسائل محل كار يا فرزندان‌تان باهم گفت‌وگو كنيد و يا هر چيز ديگر اما همه اين كارها را در اتاق‌خوابتان و در كنار هم، بدون حضور بچه‌ها انجام دهيد.

وقتي اين رفتارها عادي باشد و بعضي اوقات در اتاقتان بسته باشد، ديگر حساسيت برانگيز نخواهد بود؛
مثلا همسر شما روي تخت دراز كشيده و شما مي‌خواهيد نماز بخوانيد، مي‌توانيد اين كار را در اتاق‌خواب انجام دهيد و در را نيمه باز بگذاريد كه بچه‌ها ببينند شما ترجيح مي‌دهيد كنار همسرتان باشيد و چشم‌شان به بودن شما در يك فضاي مستقل عادت كند.
اين اتفاق زماني مي‌افتد كه شما براي باهم بودن‌تان برنامه داشته باشيد و خلوت‌تان براي خودتان مهم باشد.
اول از همه بايد خودتان به اين خلوت دو‌نفره پايبند باشيد تا بچه‌ها و ديگران به آن احترام بگذارند.

برنامه براي باهم بودن

اين 3 ‌ماه تابستان يك فرصت است؛
فرصتي براي مادري و پدري‌كردن بيشتر.
اگر با همسرتان همسو باشيد و برنامه‌هايي بچينيد كه هم بچه‌ها تفريح بيشتري داشته باشند و هم خودتان و همسرتان، و هم به بهانه آنها باهم خوش بگذرانيد، مثلا با يك تير 2 نشان زده‌ايد.
پسر شما علاقه به دوچرخه‌سواري دارد و او را با خود به پارك مي‌بريد تا دوچرخه‌سواري كند، به‌جاي آنكه يكي از شما اين كار را انجام دهد يا هر دو برويد اما سرتان در گوشي‌هاي موبايل‌‌تان باشد، برنامه بريزيد كه بچه‌ها را براي تفريح به طبيعت ببريد و خودتان هم از اين فرصت استفاده كنيد.
كنار هم راه برويد، حرف بزنيد، مراقب جنس حرف‌هاي‌تان باشيد، به جاي بحث‌هاي تكراري و گفتن مداوم و مكرر مشكلات و چيزهايي مانند آن، با خودتان قرار بگذاريد حرف‌هايي از جنس دوران نامزدي بزنيد.
مهم نيست با همسرتان اين موضوع را در ميان بگذاريد، همين كه شما به‌جاي مطرح‌كردن كل خاطرات بد و مشكلات گذشته و حال و ترس‌هاي آينده، طوري به رابطه‌‌تان نگاه كنيد كه انگار روزهاي اول آشنايي‌تان است، مسير حرف به سمتي مي‌رود كه نتيجه‌اش حال بهتر هر دوي‌تان و همراهي ناخودآگاه همسرتان خواهد بود.
عصرهاي طولاني تابستان وقت خوبي براي پرسه‌زدن‌هاي دونفره حتي با حضور بچه‌هاست.

من و تو در 4 فصل سال

وقتي بچه‌ها كوچك‌تر هستند ممكن است سخت باشد كه آنها را به ديگران بسپاريد تا با يكديگر و دو‌نفره به سينما، كوه يا سفر برويد اما كمي كه بزرگ‌تر مي‌شوند و حالا كه در سن مدرسه هستند، مي‌توانيد با توجه به سن و توانايي‌هايشان گاهي براي چندساعت تنهاي‌شان بگذاريد يا آنها را به پدربزرگ و مادر بزرگ بسپاريد و برنامه‌اي دونفره بچينيد.

اگر مي‌گوييد كه دل‌تان نمي‌آيد بدون آنها باهم به رستوران يا كوه برويد، بهتر است بدانيد بچه‌ها از ديدن پدر و مادري كه باهم خوشبخت هستند و يكديگر را دوست دارند بيشتر لذت مي‌برند تا اينكه حس كنند دليل بودن والدين‌شان با هم، حضور آنهاست.
قرار نيست كل تابستان، شما تنها باهم به سفر برويد و برنامه داشته باشيد، اما قرارهم نيست حالا كه بچه‌ها بيشتر در خانه هستند، فرصت‌هاي دونفره‌تان كم شود.
حتي براي اينكه يك شب رؤيايي باهم داشته باشيد هم مي‌توانيد اگر فرزندان‌تان دوست دارند و شرايطش مهياست آنها را به خانه مادربزرگ بفرستيد؛
هم به بچه‌ها خوش مي‌گذرد و هم شما مي‌توانيد يك شب را مانند شب‌هاي اول ازدواج باهم خلوت كنيد.
هر فصلي از سال كه باشد چيزي كه مهم است مراقبت شما براي دورنشدن از هم و تجربه‌كردن حس‌هاي خوب در كنار هم و شرايط مختلف است.
اين تابستان با آمدنش مي‌تواند تغيير دلچسبي در زندگي‌تان بدهد.

[ad_2]

لینک منبع

۱۲ درسی که برای اینکه پشیمان نشوید باید بیاموزید

[ad_1]


تغییر دل و جرئت می‌خواهد. اینکه پای کاری که می‌کنید، بایستید و مسئولیت کار و حرفه‌ی خود را بپذیرید هم دل و جرئت می‌خواهد؛ چه تصمیم شما بازگشت به درس و ادامه تحصیل باشد یا تغییر شغل و حرفه یا حتی راه‌اندازی و شروع کسب‌وکاری تازه.

شجاعت و جسارت اولیه تنها موتور محرکه‌ی کار شماست. بعد از اینکه تصمیم گرفتید و در مسیر شروع به حرکت کردید تازه ۵ درصد از راه را رفته‌اید و باید برای موفقیت تلاش کنید و با ترس‌هایی که شما را برای شروع مردد می‌کنند، مقابله کنید. شاید شما هم مانند بیشتر افراد در این دنیا عمویی ثروتمند یا مربی و راهنمای زبده‌ای که چم‌وخم راه را نشان‌تان بدهد، نداشته باشید؛ پس باید روی پاهای خودتان بایستید و یک‌تنه مسئولیت شغل و زندگی‌تان را به‌دست بگیرید. همه‌ی کسانی که به‌تنهایی و با تلاش شبانه‌روزیِ شخص خودشان زندگی موفقی ساخته‌اند غم و شادی، خنده و گریه و درد و آسایش را با هم تجربه کرده‌اند. با ما همراه باشید تا ۱۲ درسی را که قبل از اینکه پشیمان شوید باید بیاموزید، با هم مرور کنیم.



۱. اعتماد به نفس داشته باشید

افراد موفق سرشار از اعتماد به نفس هستند و به توانایی‌های خود و آنچه انجام می‌دهند کاملا اعتقاد دارند. موفقیت‌ باعث اعتماد به نفس آنها نمی‌شود بلکه اعتماد به نفس به‌عنوان پیش‌نیاز اصلی پیروزی، آنها را به سمت موفقیت رهنمون می‌کند. به این نکات توجه کنید:

  • شک از شک زاده می‌شود. اگر شما به توانایی‌ها، ایده‌ها و خودتان اعتقاد نداشته باشید، نباید انتظار داشته باشید که دیگران روی شما حساب کنند؛
  • اعتماد به نفس باعث می‌شود با چالش‌های جدید رو‌به‌رو بشوید. افرادی که بزدل هستند و اعتماد به نفس کافی ندارند، همیشه می‌خواهند در پناهگاه امن خود بمانند و از آن خارج نشوند. در کنج آسایش و آرامش خبر خاصی نیست و تغییر و رشد آنچنانی انتظار شما را نمی‌کشد. درست به همین خاطر است که افراد ترسو در بن‌بست شغلی اسیر می‌شوند و فرصت‌های ارزشمند را به‌سادگی از دست می‌دهند؛
  • افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، معمولا روی شرایط و عوامل بیرونی خیلی حساب می‌کنند. آنها قدرت درون را نادیده می‌گیرند و معتقدند محیط کنترل همه چیز را به‌دست دارد، اما افراد موفق و با اعتماد به نفس از موانع نمی‌هراسند و همین شجاعت باعث شروع و گام برداشتن در مسیر رشد و پیروزی آنهاست.

اعتماد به نفس از عناصر اصلی و مهم موفقیت شغلی و حرفه‌ای است. با داشتن اعتماد به نفس به جایگاه و مرتبه‌ای می‌رسید که حتی در مخیله‌تان هم نمی‌گنجید. هیچ مانعی برای موفقیت بر سر راه شما وجود ندارد به‌جز خودِ خودِ شما. اگر شما هم اسیر شک و شبهات مختلف هستید، دو دل‌اید و می‌ترسید، همین لحظه و همین ثانیه زمان این است که با قدرت بلند شوید و سدهای تردید را در هم بشکنید.
۲. زندگی شما حاصل همان چیزی است که خود ساخته‌اید

شما قربانی شرایط نیستید. هیچ‌کس نمی‌تواند شما را به کاری وادار کند که خلاف ارزش‌ها و آرزوهایتان است.
زندگی امروز شما برایند آن چیزی است که خودتان خلق کرده‌اید. شاید کلیشه و تکراری به‌نظر برسد اما آینده‌ی شما نیز بی‌شک در دستان خودتان است. اگر احساس می‌کنید اسیر شده‌اید و توان تغییر در شما مرده است علت، ترس از خطر کردن و گام برداشتن به سوی آرزوها و اهداف‌تان است. رؤیاهایتان را دنبال کنید و از هیچ‌چیز و هیچ‌کس نترسید.
وقتی قدم در مسیر عمل گذاشتید، فراموش نکنید که همیشه بهتر است روی پله‌ی اول نردبانی باشید که شما را به آرزویتان می‌ر‌ساند تا روی بالاترین پله‌ی نردبانی که شما را به مقصد دیگری می‌برد.



۳. پرکاری لزوما به معنای بهره‌وری نیست

به اطراف خود نگاه کنید؛ سر همه به‌شدت شلوغ است. از این جلسه به آن جلسه می‌روند و مدام در حال بررسی نامه‌های مختلف و ایمیل‌هایشان هستند. هیچ‌کس وقت سر خاراندن ندارد اما تنها درصد کمی از این دوستان پرکار به موفقیت و بهره‌وری واقعی می‌رسند.
موفقیت نتیجه‌ی فعالیت زیادِ بدون برنامه و جنب‌و‌جوش بی‌حاصل نیست بلکه نتیجه‌ی و ثمره‌ی تمرکز است، تمرکزی که با اطمینان از استفاده‌ی مؤثر زمان برای رسیدن به بهره‌وری واقعی حاصل می‌شود. شبانه‌روز برای همه‌ی ما تعداد ساعات یکسانی دارد مهم این است که خردمندانه از این زمان استفاده کنیم. خروجی تلاش‌های شما زندگی‌تان را می‌سازد. نتیجه مهم است و تلاش‌های بی‌نتیجه راه به جایی نمی‌برند. منظور از تلاش بی‌نتیجه تلاشی است که در مسیر اشتباه گام برمی‌دارد و درست برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری نشده است.



۴. عملکرد شما شبیه اطرافیان‌تان می‌شود

برای موفقیت باید با افرادی معاشرت کنید که الهام‌بخش شما هستند و شما را برای بهتر شدن تشویق می‌کنند؛ کسانی که شما را وادار به پیروزی می‌کنند و معمولا در کنارشان موفق هم خواهید شد. اما در مورد افراد منفی که خواهان زمین خوردن شما هستند، هرگز نباید به آنها اجازه بدهید که در زندگی‌تان حضور داشته باشند. دور کسانی را که باعث می‌شوند احساس بی‌ارزش بودن، نگرانی یا بی‌انگیزگی و بطالت کنید خط پررنگ قرمزی بکشید. این افراد می‌خواهند شما را شبیه خودشان کنند. زندگی کوتاه‌تر از آن است که خود را اسیر چنین افرادی بکنید. اصلا و ابدا تحمل‌شان نکنید و خیلی ساده آنها را از زندگی خود حذف کنید.
۵. خودگویی‌های منفی را دور بریزید

وقتی مسئولیت کار و زندگی خود را برعهده می‌گیرید، همیشه راهنما و مرشدی در مسیرتان وجود ندارد و این تنهایی گاهی باعث بروز شک و تردید می‌شود. هرچه بیشتر به افکار منفی و تردیدها بها بدهید، قوی‌تر می‌شوند. بیشتر افکار منفی صرفا در حد فکر هستند و واقعیت بیرونی ندارند. نداهای منفی درونی همیشه شما را به توقف و تسلیم تشویق می‌کنند.
این نداها روند حرکت‌تان را مختل و شما را متوقف می‌کنند. کافی است چند لحظه به افکار منفی خود بیندیشید و راستی و درستی آنها را ارزیابی کنید تا ببینید چقدر بی‌پایه و اساس هستند.

۶. از گفتن «اگر و اماها» پرهیز کنید

اگر و اما هیزم به آتش دلشوره‌ها و نگرانی‌هایتان می‌ریزد و این نگرانی‌ها شما را از رسیدن به اهداف‌تان باز می‌دارند. مسائل پیش‌ روی شما می‌توانند به میلیون‌ها مسیر مختلف منتهی شوند و اما و اگر و شک و تردید درباره‌ی احتمالات، کارآمدی و بهره‌وری را از شما می‌گیرد. اگر مدام از خود بپرسید که اگر چنین بشود و چنان بشود، روزگار شما را به جایی می‌برد که لازم نیست و نمی‌خواهید. البته به هیچ‌وجه نباید تفکر استراتژیک را با دلشوره و نگرانی از برنامه‌های محتمل آینده یکی دانست. برنامه‌ریزی راهبردی شما را به سوی هدف سوق می‌دهد و به شما کمک می‌کند مسائل و مشکلات پیش رو را پیش‌بینی کنید.



۷. برنامه‌ریزی برای خواب و ورزش مهم است

از اهمیت خواب کافی هرچه گفته شود باز هم کم است. وقتی خواب هستید، مغز پروتئین‌های سمی را از نورون‌ها می‌گیرد. این پروتئین‌های سمی نتیجه‌ی فعالیت‌ها نورون‌ها در زمان بیداری است.
متأسفانه مغز تنها زمانی که خواب هستید، قادر به از بین بردن این پروتئین‌های سمی است و وقتی به‌اندازه‌ی کافی نخوابید و استراحت نکنید، این پروتئین‌ها در سلول‌های مغزی شما جا خوش می‌کنند، توانایی فکر کردن را از شما می‌گیرند و باعث می‌شوند هشیاری خود را از دست بدهید. کرختی حاصل از کمبود خواب را هیچ میزان کافئینی جبران نمی‌کند.
وقتی به‌اندازه‌ی کافی یا خوب نمی‌خوابید خودکنترلی، حواس، توجه و حافظه‌ی شما کم می‌شود و حتی در صورت عدم حضور عوامل استرس‌زا، کم‌خوابی باعث افزایش میزان هورمون‌های استرس‌زا می‌شود که از عوامل اصلی پایین آمدن میزان بازدهی و بهره‌وری هستند.
گاهی اوقات جاه‌طلبی موجب می‌شود که کمتر بخوابید و برای انجام کار بیشتر تا دیروقت بیدار بمانید اما واقعیت این است که این بیداری تنها باعث از دست رفتن بهره‌وری شما می‌شود؛ پس بهتر است به‌اندازه‌ی کافی بخوابید.
در پژوهشی که در مؤسسه‌ی تحقیقات انتاریوی شرقی صورت گرفت، مشخص شد افرادی که به‌مدت ۱۰ هفته، دو بار در هفته ورزش کردند از نظر اجتماعی، علمی و ورزشی کفایت و توانایی بیشتری به‌دست آوردند. این افراد عزت نفس بیشتر و تصویر ذهنی بهتری نسبت به خود پیدا کردند.
همچنین علاوه بر تناسب اندام و وضعیت جسمانی مناسب، مقدار ترشح اندروفین در بدن این افراد افزایش یافت. اندروفین هورمونی است که در مثبت‌اندیشی و افزایش اعتماد به نفس نقش مهمی ایفا می‌کند. بدون برنامه نمی‌توانید در ورزش کردن موفق بشوید. برای ورزش کردن برنامه‌ی مشخص و قطعی‌ داشته باشید و طوری برنامه‌ریزی کنید که بتوانید به آن پایبند بمانید.

۸. در جست‌وجوی پیروزی‌های کوچک باشید

شاید در مسیر آرزوهای بزرگ، پیروزی‌های کوچک چندان مهم به‌نظر نرسند اما در واقع با ایجاد گیرنده‌های آندروژنی در نواحی مغزیِ مختص به انگیزه و پاداش نقش مهمی در موفقیت و تلاش ایفا می‌کنند. افزایش گیرنده‌های آندروژنی موجب افزایش تستوسترون می‌شود. تستوسترون عامل مهمی در افزایش اعتماد به نفس و تمایل و اشتیاق برای رویارویی با چالش‌های پیش روست. مجموعه‌ای از موفقیت‌های کوچک تا مدت‌ها اعتماد به نفس کافی را برای حرکت به سوی پیروزی‌ها و موفقیت‌ها تأمین می‌کند.



۹. تنها در صورت میل واقعی «بله» بگویید

طبق تحقیقات اخیری که در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی صورت گرفت، هرچه توانایی شما در نه گفتن کمتر باشد با احتمال بیشتری درگیر اضطراب، تشویش و افسردگی می‌شوید و همه اینها یعنی در پذیرفتن مسئولیت‌های خود به مشکل برخواهید خورد.
نه گفتن برای بیشتر افراد دشوار است. «نه» واژه‌ی قدرتمندی است که نباید از بیان آن بترسید. با قدرت نه بگویید و از بیان جملاتی مانند: «مطمئن نیستم»، «فکر نمی‌کنم بتوانم» و … بپرهیزید. در مسیری که هستید بی‌شک و تردید قدم بردارید و با «نه» گفتن به موقعیت‌های تازه، موقعیت‌ها و فرصت‌های قبلی و فعلی را به سرانجام برسانید.
۱۰. کمال‌گرایی را کنار بگذارید

بی‌نقص بودن و کمال را فراموش کنید؛ چنین چیزی در این کره‌ی خاکی معنا ندارد. بشر جایزالخطاست. این طبیعت اوست و این‌طور خلق شده است. وقتی به دنبال هر چیز در ایده‌آل‌ترین شکل ممکن باشید، احساسات منفی بر شما سایه می‌اندازد و موجب می‌شود که میل به تسلیم یا کاستن از تلاش در شما پا بگیرد. در این حالت شما به‌جای تمرکز برای پیشرفت و کسب موفقیت‌های تازه مدام بر شکست‌ها و نقص‌های خود دقیق می‌شوید و فرصت‌های روبه‌رو را از دست می‌دهید.
۱۱. به راه‌حل‌ها توجه کنید

نقطه‌ای که توجه شما متمرکز بر آن است، حالت احساسی شما را مشخص می‌کند. اگر تمرکز شما بیشتر بر مشکلات باشد احساسات منفی تمام وجودتان را دربرمی‌گیرد؛ پس حال و هوای شما نیز منفی خواهد شد و توانی برای رسیدن به اهداف‌تان در شما باقی نخواهد ماند اما توجه و تمرکز بر یافتن راه‌حل‌ها، احساس پویایی و بهره‌وری شما را زنده می‌کند و باعث بهبود عملکردهایتان می‌‌شود.
۱۲. خود را ببخشید

وقتی دچار لغزش و اشتباه می‌شوید، برای ادامه‌ی مسیر و حرکت به جلو باید بتوانید خودتان را ببخشید. البته نه اینکه فراموش کنید که اشتباهات چه احساسی در شما ایجاد می‌کنند بلکه باید بتوانید خود را از گرداب اثرات منفی آن بیرون بکشید. سعی کنید به‌جای لنگر انداختن در گذشته‌ها از اشتباهات‌تان عبرت بگیرید و برای بهتر شدن تلاش کنید.
شکست‌ها باعث می‌شوند اعتماد به نفس شما کمی مخدوش شود و فکر کنید که در آینده نیز نمی‌توانید به پیروزی دست پیدا کنید. بیشتر اوقات شکست نتیجه‌ی خطر کردن و تلاش برای رسیدن به چیزی است که بسیار دشوار به‌دست می‌آید. درست در همین نقطه می‌توانید ورق را برگردانید و با تقویت باورِ به خود و درس گرفتن از شکست‌ها موفق بشوید یا با ماندن در خاطرات تلخ راه به جایی نبرید. به‌دست آوردن هر چیز ارزشمندی مستلزم پذیرفتن خطرات احتمالی است. شما تنها با باور خود و توانایی‌هایتان می‌توانید شکست را مغلوب کنید و به زانو دربیاورید. با زندگی در گذشته، خاطرات تلخ گذشته را با خود به زمان حال می کشید و آن را بدل به حال و اکنون خود می‌کنید. در این‌صورت انتظاری برای پیروزی باقی نمی‌ماند.



کلام آخر

این نکات را جدی بگیرید و مطمئن باشید تمام کسانی که سرد و گرم روزگار را چشیده‌اند و به موفقیتی دست یافته‌اند نیز این نکات را به خوبی حس و تجربه کرده‌اند. موفقیت در گروی تلاش است. هیچ پیروزی و شادی و نشاطی در یک چشم به‌هم زدن به‌دست نمی‌آید. «نابرده رنج، گنج میسر نمی شود».
برگرفته از:
linkedin.com

منبع: ۱۲ درسی که برای اینکه پشیمان نشوید باید بیاموزید | چطور

[ad_2]

لینک منبع

نبش قبر رابطه ای دفن شده!

[ad_1]

kfa,  kfactory,  kfa-23,  kfa-12,  kfa-h130,  kfas,  kfap,  kfactor,  kfancam,  kfa2,  نبش قبر الرسول,  نبش قبر,  نبش قبر صدام,  نبش قبر حجر بن عدي,  نبش قبر معمر القذافي,  نبش قبر معاوية,  نبش قبر ابو حنيفة,  نبش قبر جلال مخزوم,  نبش قبر ابن تيمية,  نبش قبر في المنام,  من سكت سلم,  من و تو,  من ما كنتي تكوني,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  منتدى الهلال,  محیط دانشگاه,  محیط دانشگاه چگونه است,  محیط دانشگاه تهران,  محیط دانشگاه شهید بهشتی,  محیط دانشگاه شریف,  محیط دانشگاه امام صادق,  محیط دانشگاه افسری,  محیط دانشگاه هاروارد,  محیط دانشگاه امام حسین,  محیط دانشگاهی,  

[ad_2]

لینک منبع