بیانیه شورای عالی انقلاب فرهنگی به مناسبت درگذشت میرزاخانی

[ad_1]

در پی درگذشت پروفسور دکتر مریم میرزاخانی، دانشمند و نخبه ایرانی، دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با صدور بیانیه‌ای، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره وی، بر لزوم شناخت هر چه بیشتر پیشینه درخشان تمدن اسلامی در پیشرفت علم و دانش در جهان تاکید کرد.

به گزارش مرکز خبر شورای عالی انقلاب فرهنگی متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

خبر درگذشت دانشمند نابغه ایران‌زمین سرکارخانم پروفسور مریم میرزاخانی، برنده مدال طلای المپیاد ریاضی ایران و جایزه جهانی بلومنتال و استاد دانشگاه‌های پرینستون و استنفورد، ضایعه ای بزرگ و تأثرآفرین و اندوه‌بخش برای ایرانیان، بخصوص جامعه علمی و دانشگاهی است که بشریت و تمدن بشری در عصر حاضر را می‌توانست در مسیر گام‌های جدیدی از شناخت و معرفت و ناشناخته‌های جهان هستی رهنمون کند.

هرچند که درگذشت این بانوی ایرانی دارای نبوغ و دانش ضایعه‌ای بزرگ و فقدان وجود وی برای حوزه علم و دانش بشری خسران بزرگی است، اما جامعه بشری از جمله حوزه علم و دانش تمدن امروزی در مسیر گذر زمان و سیر تاریخی خود، دانشمندان و نوابغ بزرگ و زیادی را در حوزه‌های مختلف دانش بشری ایرانی اعم از زن و مرد به خود دیده است و این مسیر با طلوع و درخشیدن نخبگان و دانشمندان بخصوص جوانان ایرانی استمرار و تداوم خواهد یافت.

بی‌گمان یک بخش عمده علوم و دانش امروزی بشریت مرهون دانشمندان و نوابغ ایرانی چون مرحومه میرزاخانی‌ها است که متأسفانه در سایه سلطه و هژمونی کاذب تمدن غربی مغفول و امروزه جوانان و دانشگاهیان ما را از آگاهی و شناخت واقعی آن با بهره‌گیری از ابزارهای جدید و مدرن سلطه فرهنگی بازمی دارند.

لذا نه تنها حیات این نابغه ایرانی شاهدی بر جایگاه عظیم ایرانیان در علم و دانش و معرفت بشری بود، بلکه مرگ این بانوی نابغه ایرانی هم شاهدی خواهد بود بر واقعیت جایگاه ایرانیان در پیشرفت و ترقی تمدن بشری از گذشته تا به امروز و آینده.

بی‌گمان یاد و خاطره و جایگاه این بانوی نابغه و دانشمند ایرانی می‌تواند اساس و پایه‌ای برای جوشش خلاقیت، نوآوری و علم‌اندوزی خیل عظیم جوانان ایرانی از مدرسه تا دانشگاه باشد؛ لذا متصور است که جامعه دانشگاهی و نخبگانی ما و مسئولین مربوطه، موارد ذیل را مدنظر داشته باشند:

۱- باور به ظرفیت‌های دانشی و معرفتی ایرانیان که به گواه تاریخ بسیار گسترده و وسیع می‌باشد، تبدیل به یک هویت در بین نسل جوان و تحصیل‌کرده و در حین تحصیل ایرانی شده و پیوند این هویت با میهن‌دوستی و وطن‌پرستی زمینه‌ساز عظمت و شکوه فرهنگ ایران در داخل و خارج شود و در خدمت عموم مردم ایران قرار گیرد.

۲- نهادهای علمی و آموزشی اعم از مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌های علوم، بهداشت و آموزش و پرورش و معاونت محترم علمی و فناوری ریاست جمهوری زمینه‌هایی را فراهم نمایند تا با حضور جوانان جویای علم و دانش و نخبگان و فرهیختگان در کشور، امکان بکارگیری از ظرفیت ایشان برای ایجاد قله‌های دانش در ایران زمین مهیا گردد.

۳- حضور ایرانیان دانشمند و دانش‌پژوه در اقصی نقاط جهان می‌طلبد که دستگاه دیپلماسی به همراه سایر دستگاه‌های مسئول سامانه پویای ارتباطی، حمایتی و صیانتی از این ظرفیت را در اقصی نقاط عالم فراهم کند باشد تا از این پس شاهد از دست دادن حتی یک ایرانی نخبه و دانشمند در سرزمین بیگانه نباشیم و ملت ایران و کشور عزیز ما از وجود آنان بی‌بهره شوند

مهر.

[ad_2]

لینک منبع

چگونه سلیس و روان صحبت کنیم؟

[ad_1]

چگونه سلیس و روان صحبت کنیم؟

از واژگان شفاف و مختصر بهره ببرید

دایره وسیعی از لغات، لزوما همیشه با دایره لغات قوی برابر نیست. وقتی از روان بودن گفتار صحبت می‌کنیم، منظورمان کم گفتن و گزیده گفتن است. بیان یک مطلب با استفاده از لغات بسیار، لزوما سلیس‌تر از یک توضیح واضح و ساده نیست. گمان نکنید که با به ‌کار بردن کلمات اضافی، باهوش‌تر به‌نظر می‌رسید.

واژه‌هایی که با آنها آشنایی دارید

در یادگیری کلمات جدید بکوشید ولی زمانی که صحبت می‌کنید، از کلماتی که آموخته‌اید؛ استفاده کنید. یکی از عواملی که موجب می‌شود روان صحبت نکنید استفاده‌ نابه‌جا از کلمات زیاد یا ترکیب کردن لغات سنگین با هم است، به‌طوری که مخاطب را سردرگم کند.

ارجاعات مفید داشته‌ باشید

هرزمان امکان‌پذیر بود، به یک منبع مفید که بتواند شما را در بیان ایده و فکر‌تان یاری کند یا موضوع مورد بحث را برای مخاطب شفاف‌تر کند، اشاره کنید.

از گزافه‌گویی بپرهیزید

هیچ‌چیز به‌اندازه به‌کار بردن کلمات و آواهایی مانند «پس، مانند و بله و امثال اینها» دربین کلمات اصلی گفتار برای پر کردن سکوت و مکث‌ها، شما را غیرحرفه‌ای نشان نمی‌دهد. سعی کنید از این کلمات برای طولانی کردن صحبت و پُرکردن فضای سکوت میان آنها استفاده نکنید. می‌توانید از قبل به تمام حرف‌هایتان فکر کنید و دقیقا همان‌ها را بگویید تا نیازی به استفاده از کلمات اضافی نباشد.

با کلمات ربط و صفات آشنا شوید

یکی از مشکلات رایج میان همه مردم این است که صحبت خود را در جست‌وجوی کلمات ناتمام می‌گذارند و مکث غیرمنتظره‌ای در صحبت‌شان ایجاد می‌کنند که باعث می‌شود آماده به نظر نرسند. برای غلبه بر این مشکل، فهرستی از کلمات ربط‌‌ دهنده و صفات را در ذهن خود آماده داشته باشید تا در صورت فراموش کردن صحبت، از آنها کمک بگیرید.

جملات خود را از پیش آماده کنید

برای پیشگیری از برهم خوردن رشته افکار‌تان در هنگام صحبت کردن و شروع یکباره صحبت، درباره آنچه می‌خواهید بیان کنید، فکر کنید. مانند نوشتن یک نامه، از پیش فکر کردن به شما برای تنظیم گفتار‌تان و چگونگی بیان آن زمان می‌دهد. فقط دقت کنید بیش از حد جملات خود را از پیش برنامه‌ ریزی و حفظ نکنید طوری که صحبت شما مصنوعی به نظر بیاید یا کلمات مهم را فراموش کنید.

نحوه‌ گفتار خود را تغییر دهید

بر اضطراب اجتماعی و صحبت در جمع غلبه کنید: اگر صدایتان بلرزد، خیلی آرام صحبت کنید یا با لکنت کلام خود را آغاز کنید، سلیس صحبت کردن خیلی دشوار خواهد بود. برای غلبه بر این مشکلات به آسیب‌شناس گفتار، گفتاردرمانگر یا مشاور مراجعه کنید.

آرامش خود را حفظ کنید: همانطور که در مورد غلبه بر اضطراب گفته شد، اگر نگران، مضطرب یا عصبی به نظر برسید، نمی‌توانید به درستی سخن خود را ادا کنید. هر اقدامی‌ که برای آرامش یافتن شما ضروری است انجام دهید؛ به‌سادگی به خاطر بیاورید در بدترین حالت، ممکن است شنوندگان کسل شوند که آنقدرها هم که تصور می‌کنید؛ بد نیست. صحبت کردن باید طبیعی به نظر بیاید نه اجباری، بنابراین اجازه بدهید کلمات بر زبانتان جاری شوند و نگران چگونگی آنها و اینکه دیگران درباره شما چه فکری می‌کنند نباشید.

با اعتماد به نفس صحبت کنید: تا به حال دقت کردید کسانی که با اعتماد به نفس رفتار می‌کنند ناخودآگاه جذاب‌ترو تأثیرگذارتر به نظر می‌آیند؟ زمانی که مطمئن و جسور صحبت می‌کنید، حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزید. حتی اگر خود‌تان آن را حس نکنید، با اعتماد به نفس رفتار کنید تا گفتار شما روان‌تر و حرفه‌ای‌تر شود. در واقع کم کم اعتماد به نفس خود را بالا می‌برید. موقعیتی که درهر حال در آن برنده خواهید بود.

شمرده صحبت کنید: سریع صحبت کردن شما را عصبی‌تر نشان خواهد داد. زمانی که نگران گفتن مطلبی هستید، واکنش طبیعی شماست که سریع‌تر صحبت کنید تا صحبت خود را زودتر پایان دهید. این عمل حرفه‌ای نیست و شما را مضطرب نشان می‌دهد. جملات را شمرده بیان کنید. کند صحبت کردن بهتر از خیلی تند حرف زدن است.

به شنونده توجه کنید: سخنرانان متبحر، با مخاطبان خود ارتباط چشمی ‌برقرار می‌کنند و آنها را مستقیما مخاطب قرار می‌دهند. این عمل نشان می‌دهد آنها برای شنوندگان‌شان ارزش قائل هستند. حتی اگر مخاطب شما یک نفر است، این مورد را رعایت کنید.

در صورت لزوم یادداشت بردارید: اگر نگران یک سخنرانی عمومی‌ هستید از بردن یادداشت‌ همراه خود خجالت نکشید. منظم کردن افکار و تهیه خلاصه‌ای از آنها راه مؤثری است برای اینکه صحبت‌های خود را به ترتیب و منظم بیان کنید. اما یادداشت‌های خود را به‌عنوان متنی که از روی آن می‌خوانید استفاده نکنید، بلکه برای یادآوری نکات و عبارات کلیدی صحبت‌هایتان با نگاهی سریع به آنها برای روان‌تر شدن کلام و درک آسان مخاطب از آن استفاده کنید.

جلوی آینه تمرین کنید: ممکن است خنده‌دار به نظر بیاید، اما اگر در آینه به حرکات خود هنگام صحبت کردن دقت کنید، متوجه ایرادهای آن خواهید شد. همچنین می‌توانید به‌وسیله یک دوربین آن را ضبط کنید تا نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسید.

مطالعه‌تان را بیشتر کنید: کتاب خواندن نه‌تنها دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و درک مطلب‌تان را بهبود می‌بخشد، بلکه شما را با سخنرانان بزرگ آشنا می‌کند. برنامه منظمی‌ برای کتاب خواندن داشته باشید و توجه خود را به‌خصوص به مطالبی که شخصیت کتاب می‌گوید معطوف کنید. تقلید رفتارها و الگوهای صحبت این شخصیت‌ها به روان‌تر شدن گفتار شما کمک می‌کند.

منبع: آرمان

 

 

[ad_2]

لینک منبع

گزارش پایگاه کالچرس درباره مریم میرزاخانی

[ad_1]

به گزارش پایگاه کالچرس، مریم میرزاخانی اولین زن تاریخ است که موفق به دریافت مدال فیلدز در سال 2014 شد، جایزه‌ای که به نوبل ریاضیات شهره است.

میرزاخانی در سال 2008 در مصاحبه‌ای با موسسه ریاضیات “Clay” عنوان کرد: برادر بزرگترم کسی بود که مرا به علم، به طور کلی علاقه‌مند کرد و با من راجع به مشکلات و مسایل ریاضی که در آن زمان در مدرسه با آنها دست به گریبان بود، صحبت می‌کرد. من نیز به حل مسایل پیچیده ریاضی علاقه‌مند شدم. وی در سال 2008 در موسسه “Clay” پژوهشگر بود.

مریم عاشق آن لحظه‌ای بود که مساله‌ای حل می‌شد و جواب آن را می‌یافت.

معلمان و دوستان زیادی در قرارگیری وی در مسیر ریاضیات نقش داشته‌اند. یک سال در امتحان ریاضیات دبیرستان به طرز عجیبی نمره پایینی گرفت، زیرا معلمش به مهارت‌های او در ریاضیات اعتقاد نداشت. مریم به شدت دلسرد شد و این موضوع باعث شد تا به تحقیق بپردازد تا ببیند آیا واقعا ریاضیات جوابگوی اشتیاق و تلاش وی خواهد بود یا خیر.

خوشبختانه معلم ریاضی بعدی مریم موجب دلگرمی وی شد. مریم در همان مدرسه با رویا بهشتی آشنا شد و این آشنایی موجب افزایش علاقه آنان به ریاضیات گشت. مرحومه مریم میرزاخانی و بهشتی هر دو از ریاضیدانان برجسته دنیا هستند.

این دو در آن زمان سخت بر روی ایجاد فرصت‌ها و امکانات برابر برای دانش‌آموزان دختر در مقابل دانش‌آموزان پسر تلاش کردند.

در هنگام فارغ التحصیلی از دبیرستان به خوبی در مسیر تبدیل شدن به یک استعداد برتر در ریاضیات قرار گرفته بود. وی مقطع کارشناسی را در دانشگاه شریف گذراند و در این سالها موفق به دریافت چندین جایزه داخلی و خارجی نیز گشت. سپس به آمریکا مهاجرت کرد و موفق به دریافت مدرک PH.D. از دانشگاه هاروارد آمریکا شد.

وی در سال‌های اخیر به عنوان استاد دانشگاه استنفورد مشغول به تدریس بود.

میرزاخانی در سال 2014 برای سهم برجسته‌اش در مطالعات دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای مدولی به عنوان اولین زن در تاریخ موفق به دریافت مدال فیلدز که به نوبل ریاضیات معروف است، شد.

از سال 1936 تاکنون، مدال فیلدز هر چهار سال یک بار به دو یا چهار ریاضیدان برتر زیر 40 سال اعطا شده است که مریم میرزاخانی اولین و تاکنون تنها زنی بوده که این جایزه را کسب کرده است.

شهرت میرزاخانی تا حد زیادی مدیون مطالعات وی روی هندسه هایپربولیک است. وی عموما روی حالات هندسی که از لحاظ تئوری بسیار پیچیده هستند، کار می‌کرد. میرزاخانی به دلیل پیچیدگی بیش از حد مسایل عمدتا روی رول‌های کاغذی بزرگ کار می‌کرد و آنقدر روش‌های گوناگون را امتحان می‌کرد و اشکال مختلف را ترسیم می‌کرد تا بالاخره به راه حل دست پیدا کند.

میرزاخانی برای کار با این میزان پیچیدگی، چند روش متفاوت را ابداع کرده و توسعه داد. وی متعاقبا موفق به ابداع روشی واقعا خیره کننده و نوآورانه در یک زمینه واقعا پیچیده شد.

روش کار کردن وی آهسته بود و برخلاف دیگر ریاضیدانان برجسته که عمدتا در یک لحظه دراماتیک روش حل مساله را کشف می‌کنند، میرزاخانی توانایی داشت تا ماه‌ها و حتی سال‌ها روی یک مساله وقت بگذارد. به گفته خودش گذر زمان موجب می‌شد تا جنبه‌های مختلف مسایل را ببیند.

همکاری میرزاخانی با امیر محمدی از دانشگاه تگزاس و الکس اسکین از دانشگاه شیکاگو در سالهای 2012 و 2013 نقش موثری در یافته‌هایش داشت. مقاله مشترک 172 صفحه‌ای میرزاخانی و اسکین در زمینه فضای مدولی سر و صدای زیادی به همراه داشت. به طوری که برخی دانشمندان از آن به عنوان “تایتانیک” و “آغاز یک عصر جدید”  یاد کردند.

مریم میرزاخانی بسیار بر هیجان و لذت موجود در ریاضیات تاکید داشت. وی می‌گفت: زیبایی ریاضیات تنها به علاقه‌مندان صبورش رخ می‌نمایاند.

میرزاخانی در سال 2008 عنوان کرده بود: اگر ریاضیات در دبیرستان اشک شما را بیاورد، شاید این گفته که ریاضی جذاب است، عجیب به نظر برسد و بگویید آیا ریاضیات هیجان انگیز است؟ من می‌گویم بله، هیجان انگیز است. تقریبا هر چیزی می‌تواند منبع تعجب و هیجان باشد اگر شما انگیزه و شرایط مناسب داشته باشید.

اعتقاد من این نیست که همه باید ریاضیدان شوند اما اعتقاد دارم که بسیاری از دانش‌آموزان یک شانس واقعی به ریاضی نمی‌دهند. ریاضیات بدون اشتیاق و هیجان ناامیدکننده و سرد به نظر می‌رسد. زیبایی ریاضیات تنها به علاقه مندان صبورش رخ می‌نمایاند.

تصاحب مدال فیلدز توسط مریم میرزاخانی به عنوان تنها زنی که موفق به دریافت این جایزه شده به خصوص با توجه به تعداد کم دانشمندان زن، دلپذیر است.

ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

«نمی‌توانم بنویسم مریم میرزاخانی مُرد»

[ad_1]

یادداشت روزنامه‌نگار باسابقه برای نابغه ایرانی

«نمی‌توانم بنویسم مریم میرزاخانی مُرد»

کد مطلب: 41385

تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۲

 

«مریم میرزاخانی ایستاد. در جایی از زمان در لحظه‌ای از لحظه‌های یکی از آخرین روزهای تیر ماه ایرانی. نمی‌توانم بنویسم مریم میرزاخانی مُرد نمی‌توانم مرگش را باور کنم هر چند که مرگ تنها حقیقت انکارناپذیر زندگی باشد.»

«نمی‌توانم بنویسم مریم میرزاخانی مُرد»

«مریم میرزاخانی ایستاد. در جایی از زمان در لحظه‌ای از لحظه‌های یکی از آخرین روزهای تیر ماه ایرانی. نمی‌توانم بنویسم مریم میرزاخانی مُرد نمی‌توانم مرگش را باور کنم هرچند که مرگ تنها حقیقت انکارناپذیر زندگی باشد. و باورم این است که این حقیقت بزرگی که در برابر مریم میرزاخانی کم آورد و به زانو نشست. مریم میرزاخانی فقط ایستاد. همین. ایستاد تا جلوتر نرود و از نقطه ایستادنش در زمان جاری شود و سایه نبوغش را تا دوردست آینده بگستراند. سایه‌ای که مرگ و میرایی را برنمی‌تابد.

مریم دختر ایران بود هرچند که عنوان نابغه را دیگران به او  دادند. دیگرانی که نبوغ او را دریافتند و برای بهره گرفتن از دانش و نبوغ او کرسی استادی یکی از بزرگترین دانشگاه‌های جهان را زیر پایش گذاشتند تا پروفسور مریم میرزایی. این استاد جوان دانشگاه استانفورد دانسته‌هایش را به دیگران بیاموزد به دیگرانی که ادامه او خواهند بود و بی‌شک زیر سایه نبوغ او جهان را دیگرگون خواهند ساخت.

مریم میرزاخانی دختر ایران بود و هست و خواهد بود او در ایران به دنیا آمد. در ایران درس خواند و در مدرسه تیزهوشان برای بیشتر دانستن پرورده شد. مثل صدها دختر دیگری که در این مدرسه درس خواندند. و بعد رفت تا در فضایی بازتر و مناسب‌تر بیشتر بداند و بیشتر بخواند و همان جا بود که نبوغ او را دریافتند و دانستند که او نابغه‌ای است کم‌نظیر نابغه‌ی ریاضی نابغه‌ای که نامش افتخاری بود برای دانشگاهی که او را بر کرسی استادی نشاند و با این همه او هم‌چنان مریم میرزاخانی بود دختر ایران. دختری که وجودش تاج افتخاری شد بر سر همه‌ی ایرانیان و حتی بر سر آن‌ها که نامش را هم نشنیده‌اند و نمی‌دانند او کیست و بی‌تردید ایستادن این دردانه‌ی ایران در لحظه‌ای از زمان و نمی‌گویم مرگش و رفتن‌اش و نبودنش. چرا که همچنان هست و تا زمانی که علم ریاضی و دانش بشری وجود داشته باشد خواهد بود اگرچه جسمش در میان نباشد؛ تلخ است؛ و حیف که ایستادن او اجتناب‌ناپذیر بود و به حکم تقدیر و به دلیل بیماری مهلکی که هیچ‌کس از چنگالش رهایی نداشته است.

اما ایستادن مریم و ماندنش در لحظه‌ای از زمان تنها می‌تواند مانع ادامه تجلی نبوغ او باشد با این همه همین ایستادن هم آن‌قدر تلخ و دردناک است که ما را وا دارد برای ایران‌دخت نابغه‌مان به سوگ بنشینیم و چرا نه! شکی نیست که بسیاری از مراکز علمی جهان یاد او را گرامی خواهند داشت و جاماندنش را در لحظه‌ای از زمان به سوگ خواهند نشست. اما مگر نه این‌که مریم دختر ایران بود. و فرزند این سرزمین و مگر می‌شود مردم سرزمینش در اندوه ایستایی ابدی او سوگوار نباشند. و کاش آن‌ها که تصمیم‌گیرنده‌اند این حقیقت را دریابند که او یک نابغه‌ی ایرانی بود و پیش از آن‌که دیگران سوگوار باشند ماییم که به سوگ او نشسته‌ایم. نمی‌دانم این حق را دارم یا نه که به عنوان یک ایرانی بگویم. آقای رئیس‌جمهور بیایید فارغ از هر دغدغه‌ی سیاسی و هر مصلحتی، یک روز را به احترام مریم میرزاخانی و در سوگ او عزای عمومی اعلام کنید. و به احترام او و دانش و نبوغش پرچم ایران را در سفارتخانه‌هایمان به حالت نیمه‌افراشته درآوریم تا مردم دنیا دریابند که ما برای علم و اندیشه هم ارزش قایلیم و برای جوانان اندیشه‌ورزمان در هر جای جهان که باشند.»

ایسنا

کلمات کليدی: مريم ميرزاخاني،هوشنگ اعلم،مریم میرزاخانی درگذشت

Share/Save/Bookmark

 

«مریم میرزاخانی» نابغه ریاضی ایران و جهان درگذشت

درباره دستاوردهاي مريم ميرزاخاني، پژوهشگر سختکوش ايراني

 

 

[ad_2]

لینک منبع

بازخوانی گفتگوی گاردین با «مریم میرزاخانی»

[ad_1]

 درهمین راستا در سال ۲۰۱۴ میلادی روزنامه گاردین با او مصاحبه ای انجام داد که بخش هایی از آن را در زیر می خوانید:

 

*قدیمی ترین خاطرات شما درباره ریاضیات چیست؟

وقتی بچه بودم، رویای نویسنده شدن داشتم. هیجان انگیزترین وقت گذرانی من خواندن رمان بود. من هرچیزی که به دستم می رسید می خواندم. تا سال آخر دبیرستان تصور نمی کردم در رشته ریاضیات تحصیل کنم. من در خانواده ای با سه خواهر و برادر دیگر بزرگ شدم و والدینم همیشه پشتیبان و مشوقم بودند. جالب آنکه برای آنها مهم بود که حرفه ای جالب و رضایت بخش داشته باشم اما هیچ وقت به موفقیت ها اهمیت نمی دادند.

از بسیاری جهات، چنین زمینه ای، برایم محیط ایده آلی شد. برادر بزرگم توجه و علاقه مرا به طور کلی به علوم مختلف جلب کرد. او همیشه هرچه را در مدرسه یاد گرفته بود، برایم تعریف می کرد. اولین خاطره من از ریاضیات شاید همان باری باشد که او درباره مشکل جمع زدن اعداد یک تا 100 به من گفت. تصور می کنم در ژورنال پاپیولار ساینس راه حل این معادله را خواندم. این راه حل برایم جذاب بود. این نخستین باری بود که از پیدا کردن راه حلی لذت بردم.

 

*برای تحصیل در رشته ریاضی چه کسانی و چه تجربیاتی روی شما تاثیرگذاشتند؟

 من از بسیاری جهات خوش شانس بودم. وقتی دبستان را تمام کردم، جنگ ایران و عراق هم تمام شده بود. شاید اگر چندسال زودتر به دنیا آمده بود، نمی توانستم فرصت های زیادی داشته باشم. به هرحال من به یکی از دبیرستان های مهم تهران یعنی «فرزانگان» رفتم و معلمان خوبی داشتم. در هفته اول از دوره راهنمایی با دوستم رویا بهشتی  آشنا شدم.  دوستی که علایقش را با شما شریک شود و به شما انگیزه بدهد، ارزش غیرقابل وصفی دارد.

مدرسه ما نزدیک خیابانی مملو از کتابفروشی بود. به یاددارم که از میان خیابان های شلوغ رد می شدم و به کتاب فروشی ها می رفتم. این کار برایم هیجان انگیز بود. ما نمی توانستیم  کتاب ها را ورق بزنیم و در نهایت تعداد زیادی کتاب را به طور تصادفی می خریدیم.

بعدا درگیر المپیاد ریاضی شدم که سبب شد درباره معادلات سخت تر فکر کنم. به عنوان یک نوجوان از این چالش ها لذت می بردم. اما از آن بهتر با ریاضیدانان و دوستان زیادی در دانشگاه شریف آشنا شدم. هرچه مدت زمان بیشتری را صرف ریاضیات کردم، اشتیاقم بیشتر شد.

 

*چه چیزی سبب شد جذب معادلاتی شوید که روی آنها مطالعه کردید؟

 وقتی به هاروارد رفتم، بیشتر روی جبر کار می کردم. من همیشه از تحلیل های پیچیده لذت می بردم اما در آن چیز زیادی نمی دانستم. من باید درباره بسیاری از موضوعاتی مطالعه می کردیم که دانشجویان دوره کارشناسی آن را از قبل می دانستند.  

بنابراین در سمینارهای غیررسمی کورت مک مولن شرکت می کردم. بیشتر اوقات متوجه نمی شدم سخنران درباره چه چیزی صحبت می کند. اما چند اظهارنظر او را متوجه می شدم. به همین دلیل به طور مرتب از او سوالاتی می پرسیدم.

او مرا تشویق کرد. هرچند ای کاش بیشتر از او می آموختم، هنگامیکه فارغ التحصیل شدم، فهرست بلندبالایی از ایده های مختلف داشتم.

 

*می توانید موضوع تحقیقات خود را به بیان ساده بگویید؟

 بیشتر معادلاتی که روی آنها کار می کنم با ساختار هندسی سطح و تغییر شکل آنها سروکار دارد. به خصوص من به درک سطوح هذلولی علاقه دارم. گاهی اوقات خصوصیات یک سطح هذلولی ثابت را می توان با مطالعه فضای ماژولی بهتر درک کرد.

 این فضاهای ماژولی خصوصیات هندسی خاص خود را دارند. همچنین روابطی با نظریه های فیزیک و توپولوژی دارد. به نظر بسیار جالب است که می توان یک معادله را از جهات مختلف بررسی کرد.

 

 *به نظر شما رضایت بخش ترین قسمت کار در علم ریاضی کدام است؟

 البته رضایتبخش ترین قسمت کار لحظه «آهان» یا کشف راه حل است. با هیجان کشف و لذت درک یک مطلب تازه، احساس می کنم بالای یک تپه ایستاده ام و منظره  روشنی را تماشا می کنم. اما بیشتر اوقات حل معادلات ریاضی برای من شبیه کوهنوردی بدون پایان است.

  به نظر من بحث درباره ریاضیایت با همکارانی که پس زمینه های متفاوتی دارند، بهترین راه برای پیشرفت در این زمینه است.

              

* توصیه شما به افرادی که می خواهند از علم ریاضیات بیشتر بدانند چیست؟ ریاضیات چیست؟ نقش آن در جامعه چه بوده است؟

این سوال سختی است. من تصور نمی کنم همه باید ریاضیدان شوند اما معتقدم بسیاری از دانش آموزان واقعا به ریاضی توجه نمی کنند.  من در دوره دبیرستان چندسالی نمرات خوبی نداشتم؛ چون به نظرم  جالب نبود. الان می دانم نگاه کردن به ریاضیات بدون اشتیاق، بی هدف است. زیبایی علم ریاضی فقط خود را به افراد صبور نشان می دهد.

 

[ad_2]

لینک منبع

«مریم میرزاخانی» نابغه ریاضی ایران و جهان درگذشت

[ad_1]

«مریم میرزاخانی» نابغه ریاضی ایران و جهان درگذشت

مریم میرزاخانی که چندی بود به دلیل ابتلا به سرطان در یکی از بیمارستان های امریکا بستری بود، امروز دارفانی را وداع گفت. فیروز نادری، پژوهشگر ناسا نیز صبح امروز با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود از درگذشت این دانشمند ایرانی خبر داده بود.

مریم میرزاخانی متولد۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶، تهران، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد بود. وی در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برنده مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال فیلدز است.

زمینه تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بود.

مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی جایزه نمرهٔ کامل شد.

وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت؛ نخستین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و نخستین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی جهانی نمرهٔ کامل گرفت.

سپس در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن از برندگان مدال فیلدز گرفت.

از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد.

میرزاخانی برنده جوایزی چون جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳، جایزه کلی و مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ بود. وی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود.

                  

دکتر مریم میرزاخانی نخستین زن ریاضیدان جهان به شمار می‌آید که موفق به دریافت مدال «فیلدز» شد؛ این مدال عالی‌ترین جایزه علمی رشته ریاضیات بوده و از آن به عنوان «نوبل ریاضیات» یاد می‌شود

پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون نیز بود.

میرزاخانی در سال‌های 1373و 1374در زمان تحصیل در دبیرستان با کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری به المپیاد جهانی ریاضیات در هنگ کنگ و کانادا اعزام شد که در المپیاد 1995 کانادا علاوه بر کسب مدال طلا، حائز بالاترین امتیاز در بین دانش آموزان جهان شد.

وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در دبیرستان فرزانگان تهران، تحصیلات کارشناسی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف به پایان برد. میرزاخانی پس از پایان دوره کارشناسی برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاروارد امریکا رفت.

وی در سال 1999میلادی زمانی که در دانشگاه “پرینستون” به تحقیق و تدریس اشتغال داشت موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدت‌های طولانی بود که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بودند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه “پرینستون” نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت.

گفته مي شود این نابغه ریاضی ایران از چهار سال قبل به سرطان سینه مبتلا شد و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرد و در نهایت صبح امروز دار فانی را وداع گفت.

این نخبه جوان ریاضی از بازماندگان سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 1376 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود، به دره سقوط کرد و طی آن 6 تن از دانشجویان نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند، در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه جان باختند.

سايت ميگنا درگذشت این نخبه رياضي و دانشمند ایرانی را به جامعه علمی و خانواده وی تسلیت می گوید.

کلمات کليدی: مریم میرزاخانی،مریم میرزاخانی درگذشت

[ad_2]

لینک منبع

زنان خانه‌دار رکورددار فضای‌مجازی!

[ad_1]

امروزه بر همگان آشکار است که اینترنت در حال دگرگون سازی زندگی خانواده ها می باشد. دامنه این دگرگونی‌ها از مخدوش ساختن مرزهای میان امر جهانی و امر محلی گرفته تا ایجاد مجراهای نوینی برای تعامل و همچنین انجام وظایف شغلی به‌صورت شبکه‌ای و… را شامل می‌شود.

در این راستا “مانوئل کاستلز” (نظریه پرداز حوزه فضای مجازی) معتقد است که: «ارتباطات مبتنی بر کامپیوتر» انقلابی در فرآیند ارتباطات ایجاد کرده است و گسترش اینترنت خود به خلق محیط‌های جدیدی منجر شده که با عمومی شدن این فرصت، زنان نیز با وارد شدن به آن، شکل دیگری از حضور در اجتماع مدرن را تجربه می‌کنند. در حال حاضر، تغییراتی چون گسترش تامین‌کنندگان خدمات اینترنتی، ورود تکنولوژی‌هایی مثل گوشی و تبلت و همچنین سیم‌کارت‌های تری جی و رایتل، باعث رشد چشمگیر کاربران اینترنتی و حضور آنها در شبکه‌های مجازی شده است. در واقع، طیف وسیعی از مردم، از حضور در این شبکه‌ها استقبال فراوانی کرده‌اند.

با توجه به اینکه زنان ایرانی بخش قابل توجهی از کاربران اینترنتی را شکل می‌دهند و به حضور در فضای مجازی علاقه نشان داده‌اند، در مورد پیوستن آنان به این شبکه‌ها و پیامدهای آن، اخیرا بحث‌های زیادی صورت گرفته است. از همین رو، این مقاله درصدد بررسی چگونگی حضور آنان و پیامدهای آن است.

بانوان پیشتاز حضور در فضای مجازی در کل دنیا
بانوان از فضای مجازی بیشتر برای فعالیت‌های اجتماعی و سرگرمی استفاده می‌کنند. طی چند سال اخیر؛ بانوان بیشتر در فیس‌بوک، تلگرام و اینستاگرام فعالیت می‌کنند و این در حالی است که مردان بیشتر از شبکه‌های اقتصادی استفاده می‌کنند. طبق آخرین آمار منتشر شده، بانوان خانه‌دار در ایران بیشترین مخاطبان فضاهای مجازی را تشکیل می‌دهند.

مفسرینی که نسبت به این پدیده خوش‌بین هستند و حضور در فضای مجازی را فرصتی نوین تلقی می‌کنند. آنها معتقدند که این شبکه‌ها، امکان ارتباطی نوینی است که می‌تواند تعامل‌های یک فرد را تقویت یا تکمیل کند. همچنین آنها باور دارند که ارتباطات مجازی، به‌دلیل تازگی تاریخی این رسانه و بهبود نسبی جایگاه قدرت برای گروه‌هایی از قبیل زنان که از نظر سنتی زیر دست بوده‌اند، ممکن است فرصتی برای معکوس کردن بازی‌های سنتی قدرت در فرآیند ارتباطات فراهم کند.

امانوئل کاستلز باور دارد که حضور گروه‌های مختلف جوامع از جمله زنان در این وسایل ارتباطی جدید، فرصت حضوری نو را فراهم کرده، فرصتی که افراد خود را آن گونه که مایل هستند به دیگران بشناسانند و این جنبه به لحاظ اجتماعی دارای اهمیت است.

دیدگاه دومی نیز از کسانی که نسبت به حضور زنان در شبکه‌های

بی برنامگی در ورود و خروج به تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی مشکلاتی بوجود می آورد که بر همه ی اعضای خانواده اثر نامطلوب می گذارد و اعتیادآور بوده که در نهایت اوقات فراغت با اعضای خانواده و ایجاد فضای صمیمی، خصوصا گفتگوهای محبت آمیز، فرهنگ سازی صحیح و درست را از افراد می رباید.

مجازی دیدگاه نقادانه‌ای دارند، وجود دارد. آنها استدلال می‌کنند حضور زنان در این شبکه‌ها، باعث می‌شود که آنها وقت کمتری را به تعامل در دنیای واقعی اختصاص دهند و از این رو این نوع ارتباطات منجر به انزوای اجتماعی می‌شود و از طرفی، این شبکه‌ها عموما در حال تصرف زندگی خانگی است. به‌عنوان مثال در یکی از بیلبوردهای شهر تهران، تصویری از یک خانواده که در یک سمت میز شوهر و فرزند خانواده و در طرف دیگر میز، زن با یک گوشی نشسته است، نصب شده است. وجه مشخصه این تصویر، طویل بودن میز است که بین زن با شوهر و فرزند فاصله ایجاد کرده است. این تصویر حاکی از رویکرد نقادانه به ارتباطات مجازی یک زن است و به صورت ضمنی، معتقد است که ارتباطات مجازی منجر به کاهش روابط خانوادگی شده است و پایه‌های بنیاد خانواده را در معرض خطر قرار می‌دهد. با کمرنگ‌تر شدن محدودیت‌های دسترسی به اینترنت و همچنین تغییرات رخ‌داده در حوزه‌های اجتماعی، کاربران اینترنتی که در گذشته، محدود به دانشجویان و افرادی با سطح سواد بالا و مشاغل خاص می‌شد، اکنون شامل طیف وسیعی از مردم، از روستاهای کوچک تا کلان‌شهرهایی مانند تهران و از شاغلان گرفته تا زنان خانه‌دار و کودکان و… شده است.

زنانِ غرق در تلگرام
با ورود فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تا حدود زیادی جوامع به حالت راحتی درآمده و بسیاری از امور نیز تسهیل گردید. در کنار این تسهیل بیشتر موارد زنان و خانواده نیز دچار دگرگونی های شدند، زنان غرق فضای مجازی و خانواده ها نیز در گیر و دار این فضای افسونگر مجازی به تباهی کشیده شدند. فضای مجازی ابعاد مختلفی دارد که ابتدا از واژه ی اینترنت شروع شده و در نهایت واژه های دیگری را مثل واتساپ، وایبر، تانگو، فیس بوک، موبوگرام، فلوگرام و تلگرام را در خود جای داده است. در این میان نفوذ فرهنگی؛ جنگ نرم و تهاجم دشمن در قالب همین شبکه های اجتماعی شکل گرفته و خانواده ها را به عنوان هدف اصلی نشانه رفته است.

متاسفانه در کنار تمام خوبی های که تلگرام دارد، بدی های زیادی را هم با خود به یدک می کشد، اثراتی به مراتب بدتر از هر مرگ زجرآوری که در گوشی همراه جای گرفته و همواره هم با شخص همراه است. این پیام رسان اجتماعی در ایران به دلیل وجود گوشی همراه برای همه افراد و راحتی استفاده از اینترنت به مراتب خطرسازتر بوده و آسیب های به مراتب سخت تر را برای زنان و در نهایت خانواده ها ایجاد می کند. با توجه به گستردگی امکانات تلگرام که در اختیار فرد قرار دارد، اگر فرهنگ درست استفاده کردن از این پیام رسان قوی را نداشته باشیم، به راحتی در مسیر توطئه قرار گرفته و دچار آسیب می شویم.
تا حدودی لازم است که به صورت کامل با تمام امکانات تلگرام آشنا باشیم تا راه های مقابله با آسیب های احتمالی را بشناسیم، لازم است که زمانبندی مناسب را رعایت کنیم تا وقت گرانبهای خود را هم از دست ندهیم.

بی برنامگی در ورود و خروج به تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی مشکلاتی بوجود می آورد که بر همه اعضای خانواده اثر نامطلوب می گذارد و اعتیادآور بوده که در نهایت اوقات فراغت با اعضای خانواده و ایجاد فضای صمیمی، خصوصا گفتگوهای محبت آمیز، فرهنگ سازی صحیح و درست را از افراد می رباید.
پس باید با توجهی بیش از پیش و برنامه ریزی دقیق برای حضور در این فضا، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و از بروز هرگونه آسیبی جلوگیری نماییم و از آنجایی که خانم ها به طور کلی در جامعه در مقایسه با مردان در برابر اتفاقات آسیب پذیرتر هستند برهمین اساس آثار شبکه های اجتماعی بیشتر متوجه خانمها می شود و سوء استفاده ممکن است این فضا را برای خانمها آسیب پذیرتر کند، که در نهایت با توجه به درگیری زنان با خانواده منجر به تخریب و به یغما کشاندن خانواده ها هم می شود. باید توجه داشت که فضای مجازی به مانند یک شمشیر دولبه بوده و ارزش های انسانی و آموزه های دینی را با هم تخریب می کند و تمام محتوای ضد اخلاقی و ضد انسانی آن متوجه خانواده و جامعه خواهد شد.

منابع:
تبيان
-خبرگزاری ایسنا
-دنیای اقتصاد

[ad_2]

لینک منبع

دلیل اختلال در خوردن برخی دانشجویان دختر

[ad_1]

دلیل اختلال در خوردن برخی دانشجویان دختر

سیدحمزه حسینی استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران، یارعلی دوستی استاد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و سمیه باقری کارشناسی ارشد علوم رفتاری از دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری در مقاله ای به «بررسی رابطه اختلال خوردن با کمالگرایی و تحریف های شناختی دانشجویان دختر» پرداخته اند.

این مقاله در شماره ۱۴۲ دوره بیست و ششم آبان سال ۹۴ مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران به چاپ رسیده است.

این پژوهش با هدف بررسی رابطه اختلال خوردن با کمال گرایی و تحریف های شناختی دانشجویان مؤنث صورت گرفته است.
روش پژوهش توصیفی همبستگی است و جامعه آماری تحقیق ۶ هزار و ۲۸۹ نفر از دانشجویان مؤنث
دانشگاه آزاد واحد ساری و حجم نمونه آماری پژوهش ۵۵۰ نفر از دانشجویان مؤنث با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند.

ابزار پژوهش نیز پرسشنامه اختلال خوردن (کوکر و روگر)، پرسشنامه کمال گرایی (Terri-Short et al) و پرسشنامه تحریف های شناختی آلبرت الیز بوده است.

این دانشجویان همگی دانشجویان رشته علوم و ادبیات انسانی در رده سنی ۲۰ تا ۳۵ سال به بالا بودند.

از نظر انجمن بین المللی اختلالات خوردن، اختلالات تغذیه در سالهای اخیر در دختران رو به افزایش است. نظریه های مختلف، کمال گرایی را به عنوان یک عامل خطر برای نارضایتی بدنی پیشنهاد کرده اند، زیرا افراد با کمال گرایی با ملاک های ارزیابی بالاتری برای خودشان قرار می دهند.

پژوهش های مختلف نشان داده است که بیشتر دانشجویان دختر تصویر منفی از بدن خود دارند. زنان بیشتر از مردان تصویر بدنی منفی از بدن خود دارند و بیشتر دچار بی اشتهایی روانی و اختلال خوردن می شوند.

 

نتایج پژوهش نشان داد بین نگرانی در مورد وزن و بی اشتهایی عصبی به استثنای پراشتهایی عصبی با کمال گرایی معنی دار نبود. همچنین ارتباط بین مولفه های اختلال خوردن با تحریف های شناختی مثبت و معنی دار بود.

رابطه کمال گرایی منفی و اختلال خوردن رابطه مثبت و بین کمال گرایی مثبت و اختلال خوردن رابطه منفی وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سهم کمال گرایی و تحریف های شناختی در تبیین اختلال خوردن معنی دار است.

با توجه به نتایج تحقیقات دیگران، از عوامل زمینه ساز اختلال تغذیه می توان به من ضعیف، عزت نفس پایین و نارضایتی بدنی در اقشار مختلف جامعه با رده سنی مختلف اشاره کرد.

در تحقیق حاضر، جامعه مورد مطالعه دانشجویان مؤنث بودند در اجتماع امروزی، زیبایی ظاهری برای آنها در اولویت قرار دارد. همچنین عوامل ناشناخته زیادی مثل داشتن تفاوت های فرهنگی در دانشجویان، به کارگرفتن شیوه های تربیتی متفاوت از سوی والدین بر فرزندان، وجود تفاوت های طبقاتی می تواند افراد را مستعد اختلال تغذیه کند.

در تبیین این یافته ها می توان گفت حساسیت بیش از حد و شناخت نادرست در مورد وزن، فکر افراد را روزمره به خود مشغول می کند. همین افکار نگران کننده به تصویر ذهنی نادرست در مورد بدن منجر شده و شخص برای داشتن اندامی متناسب دچار اختلال تغذیه می شود.

نتایج پژوهش نشان داد بین نگرانی در مورد وزن و بی اشتهایی عصبی با کمالگرایی رابطه وجود ندارد. بین پر اشتهایی عصبی و کمال گرایی رابطه مثبت وجود دارد، نگرانی در مورد وزن، بی اشتهایی عصبی و پر اشتهایی عصبی با تحریف های شناختی رابطه مثبت وجود دارد. 

بین کمال گرایی منفی و اختلال خوردن رابطه مثبت و بین کمال گرایی مثبت و اختلال خوردن رابطه منفی وجود دارد. کمال گرایی و تحریف های شناختی توان پیش بینی اختلال خوردن را داشتند.

با توجه به نتایج پژوهش، به دلیل این که اختلال تغذیه رابطه مستقیمی با افکار و شناخت بیمار دارد، بنابراین استفاده از روش شناخت درمانی برای درمان این نوع بیماران مؤثر واقع می شود.

کلمات کليدی: اختلال خوردن،کمالگرایی،دانشجویان دختر،سیدحمزه حسینی،یارعلی دوستی

[ad_2]

لینک منبع

«باب راس»، مجری و هنرمند برنامه «لذت نقاشی»

[ad_1]

همه باب راس را می شناسند و هنر او را نمی توان در دنیای نقاشی نادیده گرفت. اما آیا چیزی بیشتر از هنر شگفت انگیزش در مورد او می دانید؟ باید بدانید که علی رغم بیش از یک دهه حضور در برنامه های تلویزیونی و فراوانی ویدیوهایش در دنیای اینترنت، این نقاش برجسته با ظاهر عجیبش چیزهای زیادی برای قایم کردن دارد.

شهرت او با برنامه «لذت نقاشی» در شبکه پی بی اس چنان بالا گرفت که یک بار روزنامه نیویورک تایمز وی را مشهورترین نقاش بعد از پیکاسو نامید.
این نقاش و چهره تلویزیونی فقید علاوه بر این که در برنامه هایش از شوخی های بسیار جالبی استفاده می کرد در زندگی شخصی اش خارج از فضای نقاشی نیز انسان دوست داشتنی بوده است. شاید یادتان باشد که همیشه درخت هایی که می کشید را «درخت های کوچک خوشحال» خطاب می کرد. باب راس با جمله های نغز خود مانند جمله ی معروف و سیاسی طعنه آمیزش «این یک درخت کج و معوج است، بهتر است آن را به واشنگتن بفرستیم» یا دیدگاهش در مورد هنر آبستره کو جمله ی معروفش در این حوزه «اگر چیزی بکشم نمی خواهم مجبور باشم توضیح دهم که چه کشیده ام» یا جمله ی «ما اشتباه نمی کنیم، فقط اتفاقات خوشحال کننده را رقم می زنیم» یک هنرمند شوخ طبع و فوق العاده بود.

در ادامه این مطلب می خواهیم حقایقی را در مورد این هنرمند و نقاش فقید به شما بگوییم که تا بحال نمی دانستید.

۱۵- باب راس بزرگ یک انگشت نداشت

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

شاید باور نکنید اما باب راس در دوران کودکی به پدر نجارش کمک می کرد و در این کار تبحر خاصی داشت. اما شاید با خود فکر کنید که چه دلیلی داشت باب راس با چنین پیشینه ای به جای نجاری به سراغ نقاشی برود. بدون شک این تغییر حرفه بی دلیل نبوده است.

باب در کودکی در هنگام کار با اره قسمتی از انگشت اشاره دست چپ خود را از دست داد. اما این موضوع باعث نشد که باب راس از هدفش دست بردارد و این انگشت بریده شده مانع موفقیت وی گردد. البته بسیاری از تماشاگران برنامه ی «لذت نقاشی» اصلا متوجه این نقص بدنی در باب راس نشده اند زیرا باب انگشتش را معمولاً پشت تخته ی رنگ آمیزی اش پنهان می کرد.

نکته جالب این که اولین کسانی که متوجه انگشت باب شدند دوستان او در نیروی هوایی بودند که اصلا از برنامه او اطلاعی نداشتند و هنگامی که به طور ناگهانی شاهد پخش برنامه او از شبکه پی بی اس بودند تنها با انگشت قطع شده اش او را شناختند.

۱۴- باب راس گروهبان نیروی هوایی بود

 

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

باب راس یک میهن پرست واقعی بود و وقتی که از او خواسته شد به آلاسکا برود بی درنگ پذیرفت. وی در سال ۱۹۶۱ برای خدمت سربازی وارد نیروی هوایی ایالات متحده شد و در مدت ۲۰ سال خدمت خود به درجه سرگروهبانی در نیروی هوایی رسید و برای آخرین بار در کلینیک ایلسون در پایگاه نیروی هوایی در آلاسکا خدمت کرد. در کمال تعجب همین حضور او در ارتش بود که باعث شد وی شخصیت آرامی داشته باشد.

وی در یکی از مصاحبه های خود در این مورد چنین گفته است: من کسی بودم که شما را مجبور می کرد دستشویی را تمیز کنید، رختخوابتان را مرتب کنید، کسی که موقع دیر حاضر شدن بر سر شما فریاد می زد. این کار باعث می شد که شما شخصیت جدی و خشنی داشته باشید. و من از چنین شخصیتی خسته شده بودم بنابراین به خودم قول دادم که اگر روزی از شغلی که داشتم کناره گیری کردم دیگر مثل سابق نباشم”.

۱۳- یکی از شاگردانش او را وارد دنیای تلویزیون کرد

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

زمانی که باب راس در نیروی هوایی خدمت می کرد برای کسب درآمد بیشتر در یک رستوران به عنوان گارسون نیز مشغول به کار شد. در شب هایی که خوابش نمی برد به تماشای تلویزیون می پرداخت و برنامه «دنیای جادویی نقاشی روغنی» (The Magic World of Oil Painting) با اجرای بیل الکساندر ساخت شبکه پی بی اس یکی از برنامه های مورد علاقه ی وی بود. در این برنامه با بودجه نسبتاً کم الکساندر با شوخ طبعی و جذابیت غیرطبیعی و فوق العاده خود نقاشی را به بینندگان برنامه یاد می داد.

در آن زمان راس از قبل وارد دنیای نقاشی شده بود و از تکنیک های الکساندر نیز استفاده می کرد. این موضوع باعث شد که با الکساندر دوست شود و بعد از بازنشسته شدن الکساندر، جای او را در کلاس هایش بگیرد. در یکی از این کلاس ها بود که راس و آنت کوالسکی با هم آشنا شدند. پسر کوالسکی با مرگی تراژیک از دنیا رفته بود و همین موضوع باعث شد که آنت به افسردگی شدیدی مبتلا شود. وی نیز به برنامه ی «دنیای جادویی نقاشی روغنی» علاقه داشت و به همین دلیل همسرش او را در یکی از کلاس های آموزشی الکساندر اسم نویسی کرد اما در نهایت وی با یک مرد مو فرفری جالب دیگر در سر کلاس مواجه شد.

وقتی که راس شروع به صحبت کردن نمود، تمامی حاضرین کلاس از جمله آنت کوالسکی شیفته طرز برخورد آرام و صدای هیپنوتیزم کننده ی او شدند. کوالسکی همان روز با وی قرارداد امضا کرد و مدیریت برنامه های او را به عهده گرفت. راس به سرعت همراه با کوالسکی تور آموزشی خود در سراسر کشور را راه اندازی کرد تا اینکه کوالسکی وی را به یکی از دوستانش که در شبکه ی پی بی اس فعالیت می کرد معرفی نموده و برنامه ی «لذت نقاشی» (The Joy of Painting) شکل گرفت.

۱۲- باب راس از مدل موهای خود بیزار بود

نقاشی تنها چیزی نیست که باب راس به خاطرش مشهور بود. مدل آفریقایی موهایش نیز سهم زیادی در شهرت او داشت اما نکته جالب این که وی نه تنها از مدل موهای خود خوشش نمی آمد بلکه از آن نیز بیزار بود.

قبل از این که راس به یک نقاش معروف و چهره ی تلویزیونی مشهور تبدیل شود وی یک نقاش بسیار ساده بود که زندگی محقرانه ای داشت. وی با همسرش در یک خانه ی کاروانی زندگی می کرد و تکنیک های نقاشی بیل الکساندر را به شکل تورهای آموزشی در سراسر کشور به مشتاقان یاد می داد اما کلاس های آموزشی او معمولاً خالی از شاگرد بود. به همین دلیل وی به همسرش گفت که این کار را برای یکسال ادامه می دهد و اگر موفقیت آمیز نبود به آلاسکا باز خواهند گشت.

وی در این دوره چنان به دنبال تامین هزینه های زندگی خود و همسرش بود که اصلاح موی سر یک هزینه اضافی و لوکس برای وی به شمار می آمد. بنابراین موهایش را فر کرد و به این ترتیب می توانست پول هایش را صرف اموری مهم تر از کوتاه نمودن مو بکند. اما شرایط زندگی او به سرعت تغییر کرد و در پایان همان سال و  خط تولید رنگ ها و رنگ موهای مخصوص خودش را داشت و بخش زیادی از این شهرت و موفقیت را مرهون موهای فرفری خود بود. بنابراین اگر چه علاقه ای به مدل آفریقایی و فر موهایش نداشت اما آن را حفظ کرد.

۱۱- به گفته استادش باب به وی خیانت کرده است

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

بیل الکساندر چهره خود را به عنوان یک «نقاش خوشحال» تثبیت کرده بود و میلیون ها بیننده داشت و کلاس هایش نیز پر از شاگرد بود. اما بعد از مدتی مجبور شد باب راس را جایگزین خود در کلاس های آموزش نقاشی اش کند. وقتی که راس به شهرت رسید این دو با هم در یک آگهی تبلیغاتی حاضر شدند که در آن الکساندر به شکل نمادین قلم نقاشی اش را به راس می داد و همه چیز خوب و دوستانه به نظر می رسید.

بعد از این که راس به شهرت جهانی دست یافت، الکساندر که تا آن زمان «نقاش خوشحال» نام داشت به نقاش عصبانی تبدیل شد و ادعا کرد که راس به او خیانت کرده و در واقع سبک نقاشی ابداعی او را دزدیده است هرچند که راس بارها در برنامه خود اذعان می کرد که شاگرد بیل الکساندر بوده و تکنیک های خود را از او یاد گرفته است.

بعد از این ناراحتی ها این دو ارتباط چندانی با هم نداشتند.

 
۱۰- باب راس بیش از ۳۰٫۰۰۰ تابلو نقاشی کشیده است

هیچکس نمی داند که باب راس دقیقاً چند نقاشی کشیده اما می توان ادعا کرد که وی ده ها هزار تابلو نقاشی را با دستان هنرمندش نقاشی کرده است. برنامه «لذت نقاشی» بیش از ۳۱ فصل پخش شد که تعداد اپیزودهای آن از ۴۰۳ عدد فراتر می رفت. باب راس در ۳۸۱ اپیزود نقاشی کرده است و هر بار از هر تابلو سه نسخه نقاشی می کرد. اولین تابلو را برای راهنمایی و به صورت سرسری می کشید. تابلو دوم آنی بود که در طول پخش برنامه می کشید و سومین تابلو را نیز برای مجموعه کتاب هایش با عنوان «How To» می کشید که معمولا عکاسی پشت سر او قرار می گرفت و همزمان که راس نقاشی می کشید از او عکس می گرفت. تا این جا می توان نقاشی های او را ۱٫۱۴۳ شمارش کرد.

حالا نوبت نقاشی های شخصی وی می رسد. متاسفانه تعداد این آثار مشخص نیست زیرا خود راس هیچ آماری در مورد آن ها ارائه نداده است. وی بسیاری از آثارش را هنگامی که در نیروی هوایی حضور داشت به فروش رسانده بود. بدون شک در دوران کلاس های آموزشی نیز تابلوهای زیادی برای شاگردانش کشیده است. بسیاری از آثارش را نیز به دیگران تقدیم کرده و برخی دیگر نیز جزو طرح های آزمایش و ازمون و خطای وی بوده اند. در نهایت می توان تابلوهای او را بیش از ۳۰٫۰۰۰ مورد برآورد کرد. برای مقایسه باید بدانید که ونسان ون گوگ در تمام طول عمرش تنها ۹۰۰ تابلو نقاشی کشیده بود.

۹- باب راس یک فصل کامل را تنها در دو روز فیلم برداری می کرد

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

باب راس در طول دوران خدمتش در نیروی هوایی ایالات متحده در هنگام ناهار دو نقاشی می کشید و این موضوع اصلاً مبالغه نیست. وی از هر چیزی برای نقاشی کشیدن استفاده می کرد حتی قسمت داخلی تشت های قدیمی شستشوی سنگ طلا. حتی زمانی که مشغول خوردن ساندویچ بود نیز نقاشی می کشید و همان روز در بازارهای توریستی محله آن ها را به فروش می رساند.

با ترکیب روش منحصر به فرد خود و تکنیک های بیل الکساندر، باب راس موفق شد روشی بسیار سریع را برای نقاشی کردن ابداع کند. در واقع او هر فصل از برنامه «لذت نقاشی» را تنها در دو روز یا کمی بیشتر فیلم برداری می کرد.

اگر چه هر فصل تنها شامل ۱۳ اپیزود بود اما فیلمبرداری کردن همین مقدار تنها در دو روز و تهیه ی ۳ نسخه از هر تابلو کار فوق العاده ای به نظر می رسد که تنها باب راس قادر به انجام آن بود. وی با همکاران و تیم کاری خود رابطه بسیار صمیمانه و دوستانه ای داشت و مسئولیت کنترل تمامی بخش های برنامه را خود بر عهده می گرفت. رکورد آن ها فیلم برداری ۸ اپیزود در یک روز بود.

۸- مردم با تماشای برنامه ی او به خواب می رفتند

شاید فکر کنید که باب راس برای کشیدن چنین نقاشی های سریعی آن ها به مدت طولانی حتماً باید از مواد نیروزا یا دستکم نوشیدنی های کافئین دار و انرژی زا استفاده می کرده است اما در واقع این چنین نبود. شیوه نقاشی راس چنان آرام و تعمقی بود که خیلی راحت تماشاگران را به خواب فرو می برد.

بیش از ۹۰ درصد از طرفداران هنگام پخش برنامه «لذت نقاشی» در واقع نقاشی نمی کردند و تنها دلیلشان برای تماشای برنامه تنها خود باب راس بود زیرا به آن ها آرامش خاصی می داد و از گفتن این موضوع به خود باب راس نیز ابایی نداشتند. باب راس خود گفته است که بارها نامه های متعددی را از طرفداران خود دریافت کرده که در آن ها نوشته شده بود در هنگام پخش برنامه ی «لذت نقاشی» آن ها راحت تر به خواب می روند. باب راس نیز حتی برای یک لحظه این آرامش بخشی را از طرفداران خود دریغ نکرد. شاید بسیاری از طرفداران ریزبین و تیز این برنامه متوجه شده باشند که با پخش بیشتر و بیشتر این برنامه، باب راس نیز آرام تر و ساکت تر و حرکات و حرفهای او و در کل شیوه ی اجرای برنامه اش آرامش بخش تر از قبل می شد.

حتی امروزه نیز بسیاری از افراد ادعا دارند که برای حل مشکل بی خوابی خود برنامه ی «لذت نقاشی» را تماشا می کنند. اگر چه طرفداران پروپاقرص و دائمی این برنامه بعد از مدتی به تن صدا و لحن باب راس و فضای کلی برنامه عادت کرده و این موضوع باعث آرامش داشتن در هنگام تماشای برنامه شده بود اما می توان این موضوع را نیز یکی از همان «اتفاقات کوچک خوشحال کننده» مورد نظر باب راس دانست.

۷- دنیای اینترنت نیز همچنان از طرفداران باب راس پر است

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

بیش از دو دهه از مرگ باب راس می گذرد اما گویی دنیای اینترنت مرگ او را باور نکرده است. باب راس را باید یکی از چهره های مشهوری دانست که هنوز تقلیدهایی از وی در دنیای اینترنت وجود دارد. حتی برخی از سایت های پخش زنده برنامه های باب راس را دوباره و دوباره پخش می کنند.

۶- او یک بار یک نقاشی را تنها با رنگ خاکستری کشید

باب راس ارتباط بسیار صمیمانه و نزدیکی با طرفدارانش داشت و اگر یکی از آن ها برای مدتی به وی نامه نمی نوشت باب راس خود جویای حال وی می شد. اگر در طول دوران تعطیلات سال نو کسی برای وی پیام تبریکی می فرستاد، باب راس با یک نقاشی جواب او را داده و از وی تشکر می کرد.

یک بار یکی از طرفدارانش در نامه ی خود به باب راس گفته بود که به دلیل کوررنگی قادر به نقاشی کردن نیست و باب راس در جواب یک اپیزود از برنامه ی خود را به کشیدن نقاشی تنها با رنگ خاکستری اختصاص داد که در آن از سایه های قهوه ای، آبی و سفید به نحو ماهرانه ای استفاده شده بود. باب از طرفداران شعار «هر کسی می تواند نقاشی بکشد» بود و اجازه نمی داد کسی بر خلاف این شعار فکر کند. علاوه بر این همیشه می گفت هر کسی به یک دوست نیاز دارد.

۵- باب راس هیچ گاه چهره ی انسان ها را نقاشی نکرد

اگر از طرفداران برنامه های «لذت نقاشی» بوده باشید متوجه شده اید که او به ندرت از کلبه در نقاشی هایش استفاده می کرد و اگر کلبه نیز می کشید فاقد دودکش بود. این موضوع اتفاقی نبود زیرا باب راس هیچ وقت علاقه ای به نقاشی کردن انسان نداشت و هیچگاه دوست نداشت در نقاشی هایش ردی از انسان یا آثار او وجود داشته باشد.

بر اساس بررسی ها در تمامی حدود ۴۰۰ اپیزود برنامه ی «لذت نقاشی»، باب راس تنها یک بار انسان را نقاشی کرده است و آن هم تنها یک نیمرخ نامشخص و ساده بود که در کنار یک آتش به درختی تکیه داشت. آنت کوالسکی گفته بود که تنها  دو بار دیده که وی از انسان در نقاشی هایش استفاده کرده است.

بجای استفاده از انسان و آثار انسانی، باب راس تمرکز خود را در به تصویر کشیدن مناظر طبیعی منطقه ی آلاسکا اختصاص می داد زیرا در زمان خدمتش در نیروی هوایی در منطقه ی آلاسکا به شدت عاشق طبیعت مسحور کننده ی آن شده بود. همچنین برخی از اوقات از عکس ها، کارت پستال ها و تقویم های عکس داری که در زیرزمین خانه اش وجود داشت و بیشترشان توسط طرفدارانش برای وی فرستاده شده بود الهام می گفت.

در میان نقاشی های باب راس، نقاشی های کوهستان بیشترین طرفداران را به خود اختصاص داده بود و او نیز سعی می کرد در جواب هدایای طرفدارانش برای آن ها نقاشی هایی از کوهستان های آلاسکا بفرستد.

۴- حدود ۱۳ عدد از تابلوهای باب راس دزدیده شدند

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

از آن جا که دنیای هنر معمولاً با افاده و خود بزرگ بینی همراه است جای تعجب نیست که بسیاری از مجموعه داران آثار هنری دزدیده شده و در بازار سیاه به مجموعه داران مشهور فروخته می شد. البته این موضوع بدان معنا نیست که خرید تابلوهای او تنها از طریق دزدی امکان پذیر بود.

هیچکس نمی داند که ارزش تابلوهای باب راس چقدر است زیرا آثار او معمولاً در حراجی های حرفه ای به فروش نمی رسید و به اندازه کافی مورد احترام قرار نمی گرفتند. اما در سایت فروش اینترنتی eBay برخی از آثار او با قیمت ۱۰٫۰۰۰ دلار نیز به فروش رسیده اند. در طول پخش فصل دوم برنامه «لذت نقاشی» یک سارق ۱۳ تابلو را از خودرو باب راس به سرقت برد و آن ها را در بازار سیاه به فروش رساند.

این موضوع اهمیتی برای باب راس نداشت و کلاً مخالف نشان دادن آثارش در نمایشگاه ها و موزه ها بود. وی در این باره چنین گفته است:” بسیاری از نقاشان می خواهند که شناخته شوند به ویژه توسط همکارانشان. من خیلی وقت پیش از طریق تلویزیون به این موضوع دست پیدا کرده ام. دیگر به آن نیازی ندارم”.

۳- باب راس از پول بدش نمی آمد

باب راس بیش از هر چیز یک تاجر فوق العاده بود و او و آنت کوالسکی توانستند یک مرد آرام با موهای فرفری و بلند با قلم مویی در دست را به یک امپراطوری اقتصادی میلیون دلاری تبدیل کنند. در ابتدا برنامه های او جذابیت و کشش زیادی نداشت اما با ارتباط برقرار کردن با بینندگان و شرکت دادن آن ها در کلاس های آموزشی و برنامه هایش و استفاده از پیشنهادات آن ها موفق شد که «لذت نقاشی» را به یک برنامه ی بسیار موفق تبدیل کند. وی در زمینه ی آگهی های تبلیغاتی نیز بسیار موفق بود. برنامه های زیادی برای استفاده از چهره باب راس در کالاهای تجاری و حتی در بازی های کامپیوتری وجود داشت که برخی با موفقیت انجام شدند.

۲- شبکه ی پی بی اس هیچگاه برای برنامه ی «لذت نقاشی» پولی به او پرداخت نکرد

 

شبکه پی بی اس حتی برای یک اپیزود از برنامه ی «لذت نقاشی» نیز چیزی به باب راس پرداخت نکرد و این موضوع خواسته ی خود باب راس بود. در واقع این هنرمند-کارآفرین باهوش از این برنامه برای تبلیغات خط تولید رنگ و قلم موی نقاشی مختص به خود استفاده می کرد و از این راه درآمد هنگفتی کسب می کرد.

شاید فکر کنید که نقاشی هایی که در طول برنامه می کشید را می فروخت. در واقع این طور نبود و باب این تابلوها را به نمایندگان شبکه پی بی اس در سراسر کشور بخشیده بود که در حراجی ها به فروش برسانند. بسیاری از این تابلوها نیز برای اهداف عام المنفعه و کارهای خیریه به فروش می رسیدند که این موضوع حتی بعد از مرگ باب راس نیز ادامه داشت. این هم یکی از همان دلایلی است که قیمت گذاری آثار باب راس را دشوار می کند.

نکته ی جالب دیگر این که وی آثارش را تنها در هنگام پخش برنامه می فروخت و بعد از اتمام هر فصل از برنامه فروش تابلوها را دستکم به طور مستقیم متوقف می کرد. یکی از دلایل کار او این بود که بسیاری تابلوهای خود را به اسم او می فروختند و در بازار تابلوهایی زیادی وجود داشت که منتسب به وی بودند اما باب راس آن ها را نکشیده بود.

۱- باب راس در دنیای بازی های ویدیویی نیز حضور داشت

15 حقیقت جالبی که در مورد «باب راس»، مجری و هنرمند محبوب برنامه «لذت نقاشی» نمی دانستید

در یک بازی ویدیویی از استودیو بازی Hi-Rez به نام «Smite» یکی از خدایان درختی بازی که «Sylvanus» نام دارد در واقع شخصیت باب راس است که روش جالبی در مبارزه دارد بدین ترتیب که با پرتاب رنگ و فرا خواندن ابرهای خندان کوچک به جنگ دشمنانش می رود. باب راس یک بار چنین گفته بود:” به همین خاطر نقاشی می کنم زیرا به این ترتیب می توانم دنیایی را ترسیم کنم که دوست دارم،این دنیا را آن چنان که دوست دارم شاد خواهم ساخت. اگر دنبال چیزهای بد هستید بروید اخبار را نگاه کنید”.

وی در جایی دیگر گفته است:” در نقاشی شما یک قدرت نامحدود دارید. شما می توانید کوه ها را به حرکت درآورید. می توانید مسیر رودخانه ها را تغییر دهید. اما وقتی که به خانه می روم تنها چیزی که رویش اعمال قدرت می کنم کیسه های زباله است”.

[ad_2]

لینک منبع

تست/ شما اگر جای این مرد بودید،صندلی را به کدامیک می دادید؟؟؟

[ad_1]

تست/ شما اگر جای این مرد بودید،صندلی را به کدامیک می دادید؟؟؟

سئوال:
شما اگر جای این مرد بودید، صندلی خود را به کدامیک از افراد میدهید و چرا؟!
(A)زن بچه دار
(B)پیرزن سالخورده
(C)پسر با پای شکسته
(D)مرد فقیر

پاسخ تست?

جواب تست شخصیت شناسی:

ﮔﺰﯾﻨﻪ : A  ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ، ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺳﺖ. ﻓﺮﺩﯼ ﻣﺪﺭﻥ . ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ
ﮔﺰﯾﻨﻪ : B ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﺪ.ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﻨﺖ ﻭ ﮐﺎﻣﻼ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ. ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻣﻼﯾﻢ
ﮔﺰﯾﻨﻪ : C ﺳﺮﯾﻊ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﻭ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ، ﻋﺠﻮﻝ ﻭ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ .

ﮔﺰﯾﻨﻪ : D ﻓﺮﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻋﺪﺍﻟﺖ، ﭘﯿﺸﺮﻭ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻭﻟﯽ ﻏﯿﺮ منطقی. ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻠﻨﺪ ﻧمی شدﯾﺪ،

* و اگر از جای خود بلند نمی شدید شما ﻓﺮﺩﯼ ﺧﻮﺩﭘﺴﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ ﻫﺴﺘﯿﺪ که ﺑﺮﺍﯼ همنوعان و ﺍﻓﮑﺎﺭﺷﺎﻥ هیچ ﺍﺭﺯشی ﻗﺎﺋﻞ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ و باید در انسانیت خود شک کرده و در رفتار خود تجدید نظر کنید.

کلمات کليدی: تست روانشناسی ، شخصیت شناسی ، صندلی

[ad_2]

لینک منبع