همسرم منو دشمن خودش ميدونه

[ad_1]

سلام خسته نباشيد اميدوارم مشكلمو اينجا بتونم حل كنم چون همه راههارو امتحان كردم و در اوج ما اميدي از جواب نگرفتن فقط بخدا سپردمش كه اين سايت و پيدا كردم احساس ميكنم اينجا مشكلم حل ميشه من ٧ماهه كه ازدواج كردم با يه نَفَر كه ٤سال خودش و خانوادشو ميشناختم اما الان فهميدم هيچ كدومشونو واقعا نشناخته بودم خيلي خلاصه توضيح ميدم واگه لازم بود توضيحات بيشتر جزييات و بهتون ميدم چون يه شاهنامه ميشه همسرم دقيقا دو هفته بعد از ازدواج يه آدم ديگه شد و تمام رقتاراش مثل يه ارباب و رعيت بي مزد و مواجب بد اخلاق ايرادگير فحاش حتي دست بزن هر روز توو خونه بودم تا چشماشو باز مي كرد خَيل بد منو از خواب بيدار مي كرد كه صبحانشو آماده كنم و ناهارشو بزارم بعدم ماساژش بدم كه سرحال بره سر كار از وقتيم ميرسيد مدام تا شب كه برگرده زنگ ميزد كه نكنه من بخوابم يا استراحت كنم يا پاي تلويزيون بشينم ميگفت من اينجا زجر ميكشم كار ميكنم تو ميبيني توو خونه مفت ميخوري بايد هر روز كار كني و جارو طي گردگيري و شام مفصل وقتي ام ميومد خونه چك ميكرد همه جارو كه مطمئن شه كارامو خوب انجام دادم هميشه ام از دستپختم ايراد ميگرفت يا با اكراه ميخورد يا دعوا راه مينداخت بهم حتي يك ريال پول نميداد هيچ پولي ام كه خانوادم ميدادن ازم ميگرفت نصفشو اگرم نميدادم چن هفته دعوا داشتيم همه درامدشو قايم ميكنه يا واسه خودش خرج ميكنه يا واسه خواهراش كه ازدواج كردن و بچه دارن وضع ماليشونم بهتر از شوهر منه مامانش و باباش محرك همه اين رفتاران به بهانه هاي مختلف باعث ميشن كه كلي پول واسه خواهراش خرج كنه مدام كادوهاي نقدي بده به مناسبا هاي پشت سرهم اونوقت هيچ وقت كادو نميدن به ما هيچ اگه مناسبتي هم ميشه بروي خودشون نميارن كه حتي تبريك بگن خيلي بمن كم محلي ميكنن و مدام بي احترامي همسرم شاهد همه اينا هست اما برخورد نميكنه هيج احساس ميكنم لذتم ميبره كه من تحقير بشم بخاطر خانوادش حتي بچه هاي خواهراش كه چند سالشونه بدترين بي احتراميارو بهم ميكنه همه رو خانواده و دوست خودش ميدونه جز من هر وقتم قهر كردم و خواستم ازش جدا شم يا با زورو تهديد برم گردوند يا با التماس و گريه زاري و واسطه كردن اين و اون جالبه كه ادعا ميكنه عاشقمه و بدون من نميتونه زندگي كنه رفتارش عين بچه هاس اصلا اهل دكتر و مشاور نيست هر كسي ام راهنماييش ميكنه ازش كينه بدل ميگيره و متنفر ميشه ديگه بريدم نه ولم ميكنه برم نه رفتارشو درست ميكنه خواهش ميكنم بمن بگيد چيكار كنم حتي با عشق وأنجبت و سكوتم نتونستم اهليش كنم هيچ پر توقع تَر وبي ادب ترم شد

[ad_2]

لینک منبع

کلکسیون مشکلات من و نامزدم!

[ad_1]

نقل قول نوشته اصلی توسط asil_mard نمایش پست ها
سلام دوستان
من یه آقای ۲۸ ساله هستم که حدود ۲ سال هست خانمی رو میشناسم. و حدود ۶ماه هست که رسما خواستگاری کردیم ولی هنوز بله برون نداشتیم.
نامزدم ۲۲ سالشه.

ما اولا که صحبت میکردیم، اینقدر تشابه فکری و اعتقادی داشتیم که هرکدام از ما دقیقا میتونست پیش بینی کنه الان طرف مقابل نسبت به فلان مسئله چه نظری میده! و یا حتی اینقدر توی بحث ها یک حمله ی واحد رو همزمان میگفتیم که دیگه واسمون تکراری شده بود این مسئله (فکر کنید الان ۲نفر بیان توی تاپیک من نظر بدن همزمان. بعد ببینن عینا یک چیز رو گفتن! ما بارها و بارها توی بحث های مختلف یک چیز رو همزمان میگفتیم!)

الانم همینطوریم. یعنی درباره ی مسائل مختلف کاملا طرز فکرمون میشه گفت یکی هستش.

ولی……….
ما از نظر مسائل عاطفی ۱۸۰ درجه متفاوتیم! دقیقا ۱۸۰ درجه!!
من آدمی هستم که خیلی اجتماعی نیستم. یعنی بهتره بگم نمیخوام که باشم(چون هرکس منو حتی یکبار میبینه میگه خیلی گرم و معاشرتی هستی!!! ولی این چیزی هست که نشون میدم. به طور موقت! وگرنه من تمایلی به داشتن دوستان زیاد و روابط سطحی ندارم. ترجیخ میدم دوستان کم با رابطه عمیق داشته باشم). اما هر انسانی نیاز به رابطه با همنوع داره. و من بخش عمده ی این نیاز رو سعی کردم نگه دارم تا در غالب یک رابطه تمام و کمال با همسرم ارضاش کنم.

ولی اون تقریبا برعکس منه. اون دوستان بیشتری داره و هرچند وقت یکبار دوست داره باهاشون بره بیرون. و شاید بخشی از انرژی اش رو پای دوستاش میذاره. و باعث میشه سطح انرژی ای که میتونه برای من بذاره با چیزی که من براش میذارم و یا توقع دارم ازش بگیرم متفاوت بشه. و این تفاوت چیزیه که آزارم میده.

شاید به جز این مشکل (و البته یکسری اخلاق های مرتبط به این مسئله) مشکل دیگه ای نداریم با هم. اول سعی کردم این مسئله رو نادیده بگیرم و باهاش کنار بیام. و البته از روز اول بهش میگفتم که من با این موضوع مشکل دارم. بهش میگفتم حس کم توجهی و کم محلی از طرف تو دارم. ولی جالبه اصلا قبول نداره و اصلا نمیفهمه من چی میگم! یعنی واقعا متوجه نمیشه که چرا چنین حسی دارم. و از اون جالبتر اینکه اونم معتقده که من براش وقت نمیذارم و اصلا بهش توجه نمیکنم!

البته اونم راست میگه. من آدمی هستم که خیلی اهل گردش و تفریح و رفیق بازی و این چیزها نیستم. من بیشتر سعی کردم درس بخونم و کار کنم تا بتونم به اهداف بزرگتری برسم. ولی اون معتقده افراط میکنم. معتقده تعداد بیرون رفتن هامون خیلی کمه. معتقده علاقه ای به دیدنش ندارم و این حرفا … درحالیکه اینطوری نیست و من دارم سعی میکنم روی کارم متمرکز بشم تا زندگی آیندمون پیشرفت کنه(من یه کار تحقیقاتی خیلی سنگین میکنم که شاید بهترین اوقات تفریح من استراحت کردن باشه. هرچند شاید ماهی یکبار با هم بیرون میرفتیم)

خلاصه اگر بخوام بگم خیلی طولانی میشه
سعی کردم اصل مطلب رو بطور خلاصه بگم

و با توجه به اینکه ما الان نامزدیم و هنوز عقد رسمی نکردیم، دارم فکر میکنم که آیا این مشکل حل شدنی هست یا نه؟ آیا ادامه ی این راه درسته یا نه؟
الان ۲ روز هست سر این مسئله باش حرف نزدم! درواقع گفتم دیگه به من پیام نده! و چون قبلا هم چند بار اینو گفته بودم و اونم دیگه دلخور شده، اینبار پیام نداد دیگه (قبلا همیشه پیام میداد و آشتی میکرد!)
میدونم خیلی جالبه … من قهر میکنم و اون منت میکشه

ولی خب رفتار اون باعث این اتفاق میشه. که حالا خیلی طولانی شد و اگر کسی مایل بود سعی میکنم جزییات رفتارهاشم توضیح بدم که چرا باعث دعوا و قهر میشه

سلام

طبق گقته خودتون ، شما و فرد مورد نظرتون از نظر تفکر با هم میشه گفت هم کفو هستین .

اما از نظر بیرونگرای درونگرای هم کفو نیستین ، شما تمایل درونگرای بیشتری دارید ، برعکس نامزدتون هم تمایل های بیرونگرای ( بهتره صفر یا صدی بهش نگاه نکنید ، و خودتون بهش درجه بدین )

از نظر جنبشی هم مثل اینکه ایشون اکتیو تر از شما هستن .

خیلی مسائل شخصیتی دیگه هم مثل لمسی ، سمعی ، بصری هم چیزی نگفتین مبهمه .

اما خب به اینا نمیشه گفت مشکل ! تفاوت ها را اگر خوب بشناسیم و عکس المعل و رفتار مناسب نشون بدیم مشکل ساز نمیشه ، اما بهتره است که شخصی که ما قرار به عنوان همسر انتخاب میکنیم حد اقل 70 درصد از نظر شخصیتی بهم نزدیک باشیم .

بهتره ایده آل بهش نگاه نکنید ، امکان اینکه صد درصد باشه غیر ممکنه ، باید به صورت نسبی این ها را برسی کنید .

مسائل اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، مذهبی ، اعتقادی و… هم چیزی نگفتین . توصیه میشه حتی در این ها هم زن شوهر تا میشه باهم هم کفو باشن .

همسان بودن بهتره ، اما خب بعضی تفاوت ها هم هستن بشه ندید گرفت و بشون گفت نقطه مثبت همدیگه بودن ، اما تا میشه بهتره و توصیه میشه زوجین هم کفو باشن .

توصیه میکنم برای بهتره قبل اینکه برین زیر یک سقف پیش یک مشاوره ازدواج خوب و با صلاحیت برین ، و یک یکسری تست بدین کامل بدین ….

تا هم شما را هم از شخصیت خودتان آگاه کند ( نقاط مثبت و منفی ) ، هم بگن شما با فرد مورد نظر چقدر مناسب هم هستین یا نیستین ، و اگر برین زیر یک سقف چه استحکاکاتی را باید تحمل کنید ، به هر حال زندگی صد درصد ایده آلی وجود نداره .

در مورد وضعیت حال بهتره سریعتر به فکر عقد کردن باشین ، طولانی بودن نامزدی بیشتر از شیش ماه هم خودش میتونه باعث مشکلات و سختی های برای آینده بشه . ( بهتره وارد جاده آسفالت بشین قبل اینکه توی خاکی مشکلی به وجود بیاد )

این قهر ها و رفتار های که میگن هم جالب و درست نیست ، بهتره تکرار نشه و همیشه ایشون فردی نباشه که سمت شما میاد .

موفق باشید

[ad_2]

لینک منبع

همسر و شبکه های اجتماعی

[ad_1]


باسلام و خسته نباشید
من و همسر 1 ماهی هست عقد کردیم .
در این مدت خیلی رابطه خوبی داریم و بنده اطمینان و اعتماد صد درصد به ایشون دارم .
فقط یک موضوعی هستش که بنده را خیلی ناراحت میکنه و ان تلگرام .
خانم بنده به دلیل روابط بالای اجتماعی دوستان خیلی زیادی دارند و در تلگرام وضعیت خودشان last seen recenlty هست که کسی نفهمه کی انلاین بوده .
مشکل اینجاست که چند روز پیش با حضور ایشون و موافقت خودشان من خودم را از این لیست خارج کردم که هردومون بدونیم کی انلاین هستیم که بتونیم از طریق تلگرام هم باهم ارتباط داشته باشیم .

طی همین چند روز ، رفتار ناراحت کننده ای که از ایشون دیدم این هست که مثلا شب چت میکنیم و ایشون میگند خیلی خسته هستند وباید استراحت کنند و شب بخیر میگیم و میخوابیم . صبح که نگاه میکنم میبینم ایشون 20 دقیقه تا نیم ساعت بعد از ان همچنان انلاین بودن و نخوابیدن با وجود اینکه خودشان اعلام خستگی و خواب الودگی میکنند .

رفتار اخرشان دیشب بود که دوباره گفتن خستن و میخوان بخوابن و بعد از ان بدون اینکه به من بگن ، من هم از لیست خارج کردند که نتونم ببینم کی انلاین بودن و این موضوع من خیلی نارحت کرد و احساس مخفی کاری و گول زدن کردم که رفتار خوشم نیومد

به نظر شما برخورد من با این مساله باید چطوری باشد ؟

دوستان مشکل و ناراحتی اصلی من سر این قضیه هستش که وقتی با نظر خودشان اخرین وضعیت انلاین بودن برای من فعال کردن که من بتونم ببینم کی انلاین هستش را ببینم ولی بدون اینکه به من بگن اخرین وضعیت انلاین بودن برای من برداشت که من نتونم ببینم تا کی انلاین بوده . این موضوع من و اذیت میکنه که چرا من به عنوان همسرش نباید اخرین وضعیت انلاین بودن ببینم

ممنون میشم راهنمایی کنید
با تشکر

[ad_2]

لینک منبع

شوهر نامحرم

[ad_1]

سلام من خیلی خسته شدم به غیر پدرم و برادرم هیچ کسی رو ندارم با فامیلای مادرم رفت و امد نداشتیم با فامیلای پدرم هم خیلی رفت و امد ندارم شوهرم خیلی نامحرمه هر چی واسش میگم بر علیه من استفاده میکنه به من میگه بی کس و کار هیچ کسی رو نداری دلم واست میسوزه میگه بدبخت تنها منم ولت کنم بدبخت تر میشی خیلی از حرفاش ناراحتم تنهایی هامو همش به روم میاره مادرم تازه فوت کرده اصلا شرایط ندارم حتی نمیتونم با کسی درددل کنم من خیلی تنهام وقتی این حرفا رو میزنه من خجالت میکشم خسته شدم واقعا هر چی از من و پدر و برادرم میبینه سریع به خانواده میگه یا بر علیه من استفاده میکنه

[ad_2]

لینک منبع