مشکل با تنهایی

[ad_1]

مشکل,  مشکل گیتی,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل گشا,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکلیں اتنی پڑیں,  مشکل گیتی فیلم کامل,  مشکلات زندگی,  مشکل اتصال mtp,  مشکل بالا نیامدن ویندوز,  مشکل باز نشدن کلش اف کلنز,  مشکل بازی کلش اف کلن,  مشکل باز نشدن اینستاگرام,  مشکل بالا نیامدن ویندوز 7,  مشکل باز نشدن عکس در تلگرام,  مشکل بالا نیامدن ویندوز 8,  مشکل باز نشدن گوگل پلی,  مشکل بازی watch dogs,  مشکل باز شدن صفحات تبلیغاتی,  متنفرزنيش,  متنفرزنيش يوتيوب,  متنفرم ازت,  متنفرم از عشق,  متنفرم شاهین نجفی,  متنفرم از آدمایی که,  متنفرم شاهین,  متنفرم از خودم,  متنفرم شاهین نجفی دانلود,  متنفرم از دروغ,  مشکل,  مشکل گیتی,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل گشا,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکلیں اتنی پڑیں,  مشکل گیتی فیلم کامل,  مشکلات زندگی,  مشکل اتصال mtp,  

[ad_2]

لینک منبع

بی اعتمادی به آدمها

[ad_1]

بی بی سی,  بی بی سی فارسی ایران,  بیرصدا,  بیمارستان میلاد,  بیمه تامین اجتماعی,  بیت الله عباسپور,  بیا تو موزیک,  بیمه سلامت,  بیمه کوثر,  بیژن پاکزاد,  بی اعتمادی,  بی اعتمادی به همسر,  بی اعتمادی در عشق,  بی اعتمادی اجتماعی,  بی اعتمادی دوست,  بی اعتمادی به عشق,  بی اعتمادی در رابطه,  بی اعتمادی متن,  بی اعتمادی به دوست,  بی اعتمادی دریست,  فکر,  فکرخانە,  فکرونی ام کلثوم,  فکر برتر,  فکرشم نکن,  فکر را پر بدهید,  فکرشم نکن علیزاده,  فکر و خیال خلسه,  فکرشم نکن محمد علیزاده متن,  تفکر مثبت,  مقابله,  مقابلة صحفية,  مقابلة شخصية,  مقابله مع,  مقابلة بين شخصين,  مقابلة جود عزيز,  مقابلة بالانجليزي,  مقابله صحفيه مع الام,  مقابله مع شيمي,  مقابلة شمس مع شعيب,  

[ad_2]

لینک منبع

سن بلوغ

[ad_1]

سنجد,  سند 2030,  سناب شات,  سنگ کلیه,  سنجش آموزش و پرورش,  سنوات الصفصاف,  سنة كبيسة,  سنوات الصفصاف مسلسل,  سنجش سايت سازمان,  سندريلا كرتون,  سن بلوغ الولد,  سن بلوغ البنت,  سن بلوغ القطط,  سن بلوغ الاولاد,  سن بلوغ الارانب,  سن بلوغ الحمام,  سن بلوغ,  سن بلوغ الذكر,  سن بلوغ المرأة,  سن بلوغ الماعز,  فکر,  فکرخانە,  فکرونی ام کلثوم,  فکر برتر,  فکرشم نکن,  فکر را پر بدهید,  فکرشم نکن علیزاده,  فکر و خیال خلسه,  فکرشم نکن محمد علیزاده متن,  تفکر مثبت,  من سكت سلم,  من و تو,  من ما كنتي تكوني,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  منتدى الهلال,  

[ad_2]

لینک منبع

مشکل با زن داداش

[ad_1]


یک ارتباط سالم و موثر ارتباطی است که در آن ، زمینه رشد برای هر دو طرف فراهم شده باشد، آرامش هر دو طرف در آن رابطه حفظ شده باشد، حق هیچ یک از طرفین در آن ارتباط ضایع نشود و به حق و حقوق دیگران هم تجاوز نشده باشد.

در یک ارتباط سالم و موثر دو نفر هنگامی که در کنار یکدیگر هستند شرایط شان اینگونه است:

*حس و حال خوبی دارند.

*احساس شور و نشاط می کنند.

احساس می کنند به داشته هایشان افزوده می شود.

* تعامل دارند.

* احساس بدهکار بودن و طلبکار بودن ندارند بلکه احساس می کنند در رابطه شان یک بده- بستان عاطفی اتفاق می افتد.

وقتی شما با فردی ازدواج می کنید در واقع با او و خانواده اش وصلتی انجام داده اید. خانواده همسر هم جزیی از خانواده شما محسوب می شود؛ بنابراین برای اینکه بتوانید ارتباط خوب و عاشقانه خود را با همسرتان حفظ کنید باید با خانواده او هم ارتباط خوب و سالمی داشته باشید. همچنین به عکس؛ برای داشتن یک ارتباط خوب با خانواده همسر باید ابتدا یک رابطه خوب با همسرتان داشته باشید؛ اما مادامی که با همسرتان مشکل دارید، نمی توانید با خانواده او یک رابطه عاطفی برقرار کنید. وقتی شما با همسرتان یک رابطه خوب برقرار می کنید در آینده در زندگی مشترک تان از یک منبع قوی و خوب به نام حمایت اجتماعی خانواده برخوردار خواهید بود.

حمایت اجتماعی خانواده ها در موقعیت های تنش زا، استرس زا و بحران های زندگی بهترین پناهگاه و مناسب ترین عامل کمک کننده است. هر چه شبکه ارتباطی ما پویاتر و غنی تر باشد و منابع حمایتی اجتماعی مان تقویت شده تر باشد، در چالش های زندگی و مواجهه با استرس ها و تنش های زندگی بهتر می توانیم عمل کنیم.

معمولا مادرها در همه موارد نظر دخترهایشان را جویا می شوند؛ بنابراین می توان از خواهرشوهر به عنوان مشاور مادرشوهر یاد کرد؛پس وجود یک رابطه خوب بین عروس خانواده و خواهرشوهر در تحکیم پیوند عاطفی ای که بین عروس و خانواده شوهر ایجاد می شود، می تواند تأثیرگذار باشد. اگر یک رابطه خوب، سالم و دوستانه با خواهرشوهرتان داشته باشید در ایجاد یک ارتباط خوب با سایر اعضای خانواده شوهر موفق تر خواهید بود و بالعکس. به عبارت دیگر خواهرشوهر به عنوان یک عضو کلیدی در خانواده شوهر اگر بخواهد، می تواند تنش ها را کاهش دهد، اسباب صلح را فراهم کند و برعکس می تواند فضای ارتباطی زوج جوان را تنش زا کند.

مرز بین دخالت و حمایت بسیار باریک است. برای اینکه رابطه بین خواهرشوهر و عروس شکرآب نشود، نباید صحبت ها، پیشنهادها و رفتارهایی که به منظور حمایت ارائه می شود، دخالت تلقی شود. حمایت و نظارت جنبه مثبت دارد اما دخالت جنبه منفی دارد. هیچ کس دوست ندارد دیگری در اموری که مربوط به اوست، دخالت کند اما مشکل زمانی شروع می شود که دیگری قصد حمایت از شما را داشته و شما حمایت و کمک او را دخالت تلقی می کنید.

بیشتر خانواده ها قصد حمایت کردن از زوج های جوان را دارند اما متأسفانه در موارد بسیاری این پیشنهادات به عنوان دخالت برداشت می شود و سوءتفاهم ها و اختلافاتی را بین عروس و خانواده شوهر ایجاد می کند؛ مثلا خواهرشوهر برای حمایت از برادر و همسر جوانش پیشنهادی ارائه می دهد اما شما از آن برآشفته می شوید و گمان می کنید که او در کارهای شما دخالت می کند. حالا از کجا باید فهمید کدام دسته از پیشنهادها جنبه حمایتی دارد و کدام یک دخالت محسوب می شود؟

به عنوان مثال شما خواهرشوهرتان را دعوت کرده اید منزل تان. صحبت از مشکلات اقتصادی و گرانی می شود و همسرتان می گوید که فلان روز برای خرید میوه فلان مقدار هزینه کردیم. خواهرشوهرتان پیشنهاد می دهد که از فلان میدان میوه و تره بار اگر خرید کنید کیفیت میوه هایش خوب و قیمت ها مناسب است. ممکن است شما این پیشنهاد را دخالت برداشت کنید اما او با این پیشنهاد خواسته تجربه ای را که در این زمینه دارد در اختیار شما به عنوان یک زوج جوان قرار بدهد.

عروس و خواهرشوهر باید مرز بین صمیمیت، اقتدار و احترام را از هم تفکیک و در روابط شان آن را رعایت کنند. احترام گذاشتن به یکدیگر در رابطه عروس و خواهرشوهر بیشتر از دوست داشتن و صمیمی شدن اهمیت دارد؛ بنابراین در درجه اول به عقاید، سلیقه ها و تفکرات همدیگر احترام بگذارید. درواقع به جای اینکه صمیمیت و احساسات را در رابطه تان تقویت کنید، ابتدا ستون های احترام را در رابطه تان بنا کنید و بعد اگر توانستید و شرایط به شما اجازه داد با رعایت حد و حدود یکدیگر دوستی ها و صمیمیت ها را افزایش دهید.

مرز بین نظارت و کنترل هم بسیار باریک است. در موارد زیادی هم دیده می شود که خانواده ها قصد نظارت بر امور زوجین جوان را دارند اما آنها به اشتباه برداشت می کنند که خانواده قصد دارد آنها را کنترل کند؛ به عنوان مثال زوج جوانی قصد دارند برای ماه عسل به فلان شهر سفر کنند، شما هم به عنوان خواهرشوهر به تازگی به آنجا سفر کرده اید اما به این نتیجه رسیده اید که سفر به آن شهر خیلی مناسب نیست و اگر به شهر دیگری بروند بیشتر به آنها خوش خواهد گذشت.

اگر شما پیشنهادتان را بدهید و دلایل خود را بیان کنید اما در نهایت تصمیم گیری را به خودشان بسپارید، پس شما نقش نظارتی دارید اما اگر تمام تلاش تان این باشد که با آنها مخالفت کنید، نظر آنها را برگردانید و حرف خودتان را به کرسی بنشانید، احتمال اینکه عروس تان این گونه برداشت کند که شما قصد کنترل کردن آنها را دارید، بسیار است. شما نظرتان را بگویید و پیشنهادتان را بدهید؛ اگر آنها بسته به عقاید و سلایق شان دوست داشته باشند آن را اعمال می کنند؛ اگر نه شما به عنوان یکی از اعضای دلسوز خانواده وظیفه خود را انجام داده اید.

شخصی که قصد نظارت و حمایت دارد نظر می دهد، توصیه می کند، پیشنهاد می دهد اما انتظار ندارد که حتما نظر او اعمال شود؛ بنابراین اگر شما به عنوان خواهرشوهر قصد حمایت از برادر جوان و همسرش را دارید و می خواهید تجربه تان را در اختیار آنها قرار دهید، باید به همین توصیه و پیشنهاد ساده اکتفا کنید؛ یعنی اگر آنها به پیشنهاد شما عمل نکردند و شما ناراحت و با آنها سرسنگین شدید و تصمیم گرفتید دیگر در هیچ موردی که مربوط به آنهاست هیچ نظری ندهید یا آنها را بازخواست کردید، پس شما قصد دخالت داشتید. اگر دوست دارید به عنوان خواهرشوهر رابطه ای دوستانه، محترمانه و صمیمانه با عروس تان داشته باشید سعی کنید رفتارها و گفتارهای حمایتی تان به گونه ای باشد که دخالت برداشت نشود.

چند نکته کلیدی
– عروس و خواهرشوهر در ابتدای ارتباط باید بدون هیچ چشم داشتی به همدیگر محبت کنند تا دوستی و صمیمیت بین شان ایجاد شود.

– خواهرشوهرها نباید بین عروس های خانواده تبعیض قائل شوند.

– رازهای شخصی و خصوصی تان را ترجیحا با یکدیگر مطرح نکنید.

– در مکالمات تان درباره مسائل کلی و روزمره و مسائلی که مربوط به خودتان است، صحبت کنید.

– در حضور جمع از یکدیگر تعریف و تمجید کنید.

– هرگز بدگویی شوهرتان را پیش خواهرش نکنید.

– از همسر برادر پیش برادرتان گلایه نکنید.

– در حضور جمع از یکدیگر انتقاد نکنید.

– اگر با خواهرشوهرتان مشکلی دارید بدگویی او را پیش مادرش نکنید.

[ad_2]

لینک منبع

تنفر از همه

[ad_1]

سلام
از همه کس خسته شدم حتی از پدر مادر واقعا بریدم همه می خوان لج ادم در بیارن یا بدی کنن دیگه بریدم …….
نمیدونم چی کار کنم ….
از این زنا و دخترا بدتر متنفرم…

[ad_2]

لینک منبع

عدم اعتماد به نفس

[ad_1]

با سلام خدمت دوستان
بنده پدری دارم که فک کنم افسردگی گرفته(علائمش مثلا فک میکنه همه دوست دارن اون بمیره و …) و پدرم نمیاد دکتر یعنی نمیشه . راه حل چیست
دارویی هست
راه حل خوب میخوام
ممنون

[ad_2]

لینک منبع

زندگی سخت !!!!!

[ad_1]


انگیزه به دلایل فراوانی نابود می شود. دیوید مکرینی نویسنده کتاب You Are Not So Smart درباره رفتار انسان ها، در مقاله اخیر خود بسیاری از علل بی انگیزه شدن از جمله واپسزدگی اجتماعی را برشمرده است.

برگرداندن بی انگیزگی کاری مشکل است، زیرا فاکتورهای زیادی در آن دخیل هستند. اما ساده ترین راه برای برگرداندن آن، انجام دادن کارهایی است که دوست دارید انجام دهید. مشکل اینجا است که وقتی کم انرژی هستید و نیاز به اراده برای شروع یک کار خاص دارید، انگیزه شما، به سمت کاری های راحت تر مانند خوردن غذا یا تفریح کردن متمایل می شود. آزاد گذاشتن بیش از حد انگیزه، فقط مشکل را بدتر و بازگشت به کار را مشکل تر می کند. پس چه باید کرد؟
جواب ساده است. ابتدا، باید علت کم انگیزگی را دقیقا مشخص کنید و سپس راهی را پیدا کنید تا انگیزه تان را به طریقی برگردانید.

انگیزه به دلایل فراوانی نابود می شود. دیوید مکرینی نویسنده وبلاگ و کتاب You Are Not So Smart درباره رفتار انسان ها، در مقاله اخیر خود بسیاری از علل بی انگیزه شدن از جمله واپسزدگی اجتماعی را برشمرده است.

مقاله از مطالعه ای نام برده است. در این مطالعه از گروهی دانشجو خواسته شد تا با یکدیگر ملاقات هایی داشته باشند. سپس روی کاغذ بنویسند که دوست دارند با چه کسانی کار کنند. در مرحله بعد، محققان بدون توجه به انتخاب های آنها، دانشجویان را به دو گروه تقسیم کردند. به گروهی گفتند که توسط بعضی انتخاب شده اند و به گروه دیگر گفتند که هیچ کس آنها را انتخاب نکرده است. تعجبی ندارد که گروه انتخاب نشده، ناراحت شدند، اما نکته جالب تغییراتی است که آنها در رفتار خود دادند. در زیر تغییرات و علت آنها را می بینیم:

محققان انتظار داشتند گروهی که «کسی انتخاب شان نکرده بود» شروع به بهبود شخصیت خود و تمایل بیشتر به رفتارهای مثبت اجتماعی پیدا کنند. اما بر خلاف انتظار، آنها واقعا در جاده طرد شدن از جامعه افتادند و رفتارهای اجتماعی شان در جهت بدتر شدن تغییر کرد. تفکر آنها این بود که «وقتی کسی به رفتارهای خوب من توجهی ندارد، دیگر چرا خوب باشم؟» این طرز فکر سوراخ بزرگی در باک بنزین انگیزه آنها ایجاد کرد. آنها دیگر با دیدن چند دانه شیرینی نمی توانستند به اندازه دیگران خودشان را کنترل کنند. مطالعات دیگری نشان داد افراد طرد شده، به خوبی توانایی حل پازل را ندارند، در کارهای تیمی ضعیف عمل می کنند، انگیزه کمتری برای کار دارند و تمایل بیشتری به خوردن، سیگار کشیدن و سایر رفتارهای مضر دارند. طرد شدن، کنترل شخصی آنها را نابود می کرد و آنها با تمام سرعت به سمت رفتارهای بدتر و نابود کردن هر چه بیشتر انگیزه و سایر رفتارهای خوب شان گام برمی داشتند.

زمانی که شما طرد می شوید یا حرف های شما پذیرفته نمی شود، تمایل به تلاش تان را از دست می دهید. زیرا فکر می کنید که دیگر هیچ کسی به تلاش شما اهمیت نمی دهد. واضح است که عدم پذیرش شما توسط یک یا چند نفر، اتفاق مهمی نیست و به معنی طرد شدن از کل انسان ها نیست، اما اثری که روی شما می گذارد ممکن است به همان اندازه بزرگ باشد.

عدم پذیرش، تنها راه برای نابودی انگیزه نیست. در بالا از زیاد خوری افراد بی انگیزه سخن گفتیم اما به همان اندازه عدم تغذیه هم می تواند انگیزه را نابود کند.
در سال ۲۰۱۰ مطالعه ای توسط Jonathan Leval، Shai Danziger و Liora Avniam – Pesso از دانشگاه های کلمبیا و Ben – Guron منتشر شد. این مطالعه ۱۱۱۲ حکم قاضی برای آزادی زندانیان با عفو مشروط را در طول ۱۰ ماه بررسی کرده بود. آنها دریافتند که دقیقا بعد از صبحانه و نهار شانس آزاد شدن زندانیان در بالاترین حد است! به طور متوسط قاضی ها در ۶۰ در صد موارد حکم آزادی مشروطی را که بعد از خوردن غذا مطالعه می کردند، را تایید می کردند!

در روزهایی که سرتان حسابی شلوغ است، ممکن است به دلیل فراموشی یا وقت کم صبحانه یا نهار نخورید. حالا در این زمان با اینکه شما بیشتر از همیشه نیاز به کار کردن دارید، اما با توجه به افت سطح قند خون کمتر از همیشه توانایی کار دارید، درست نمی توانید فکر کنید و واضحا مغز شما اخطار low energy می دهد. حتی بعد از اینکه بالاخره از خر شیطان پیاده می شوید و غذا می خورید احتمال زیادی وجود دارد که سر درد شوید زیرا به مغزتان فشار آمده است. در زمان سردرد هم کار چندانی نمی توان کرد. معمولا مجبور می شوید دراز بکشید و بخوابید.

بی توجهی به نیازهای جسمانی باعثمی شود شما نتوانید کارهای بزرگ و طولانی را به انجام برسانید. برای تصحیح این مشکل(بی توجهی به نیازهای جسمانی) باید به آنها(وضعیت غذا و سایر نیازهای سلامتی) توجه بیشتری بکنید. پس از مدتی رعایت این نکات سلامتی به عادت تبدیل خواهد شد. یکی از راه های پیشنهادی پر کردن یک جدول روزانه است. تا با انجام هر یک از نیازهای جسمانی یک تیک داخل آن جدول وارد کنید. با استفاده از این جدول یا کارهای مشابه می توانید مشکل را پیدا کنید و بفهمید که به کدامیک از نیازهای جسمانی تان بی توجه هستید. پس از یافتن علت، باید تمام تلاش تان را برای رفع آن بکنید و باز هم تکرار می کنیم که خوردن صبحانه و نهار فراموش نشود.

گرفتن تصمیم های زیاد و مهم نیز از علل بی انگیزگی محسوب می شود. جان تیرنی در مقاله اش در نیویورک تایمز، این مشکل را توضیح داده است:
مبحث«خستگی از تصمیم زیاد» به خوبی علت حساس شدن مدیران، دعوا کردن آنها با کارمندان و خانواده شان و بی توجهی به سلامت شان را توضیح می دهد. اهمیتی ندارد که چقدر منطقی و روشنفکر باشید، شما نمی توانید مدام و پشت سر هم تصمیم بگیرید و تاوانش را پس ندهید. «خستگی از تصمیم» با خستگی جسمانی متفاوت است – در این زمان شما از خستگی خود اطلاع ندارید – اما از طرف دیگر انرژی مغز شما کاهش یافته است. در این وضعیت هر چه انتخاب های پیش روی شما بیشتر باشد، انجام آنها توسط مغز مشکل تر می شود و گاهی مغز به دنبال یک راه فرار(در رفتن از زیر کار) خواهد گشت(چیزی که اصلا برای مدیریت تان خوب نیست).

خستگی از تصمیم فقط با تصمیم های بزرگ کاری پیش نمی آید. تعداد زیادی تصمیم کوچک هم می توانند به مرور چنین خستگی ای ایجاد کنند. پس اگر انتخاب های روزانه تان را مدیریت نکنید، حال این انتخاب ها کوچک باشند یا بزرگ، به مرور دچار این خستگی خواهید شد.

برگرداندن انگیزه ترکیبی از جنگیدن با علل مشکل و تشویق کردن خودتان به برداشتن گام های اولیه است. اگر مشکل واپسزدگی اجتماعی باشد، شما احساس بدی خواهید داشت و تمایل به کار زیاد ندارید. در این زمان باید با مشکل بجنگید. شاید کاری است که انجام آن باعثاین واپسزدگی شده است، از طرف دیگر شاید اطرافیان شما آدم های خوبی نیستند و تلاش شما برای جلب رضایت آنها بی فایده باشد. پس مستقیما با آن شخص(یا اشخاص) که شما را طرد کرده اند – یا رفتار خوبی ندارند – صحبت کنید و علت را پیدا کنید. اگر مشکل از شما است که باید به دنبال راهی برای حل آن باشید. اگر مشکل غیر قابل حل است، به دنبال راهی باشید که بتوانید خود را از آن موقعیت خارج کنید. زندگی مداوم در جایی که اطرافیان شما را از خود می رانند، برای هیچ کس مفید نیست(و ممکن است شما را به یک تنهای ابدی تبدیل کند).

اگر مشکل از بی توجهی نسبت به نیازهای جسمانی تان ناشی می شود، راه حل کاملا واضح است. همان طور که قبلا هم گفته شد، این مشکل توسط یک برنامه شخصی(که با انجام هر یک از نیازهای جسمی یک تیک در آن می زنید) به آسانی قابل حل است. پس نیاز اصلی جسمانی تان را که به آن بی توجه هستید را پیدا کنید و آن را به مهمترین اولویت کاری تان تبدیل کنید.

حل مشکل «خستگی از تصمیم» سخت تر است. زیرا شما دقیقا نمی دانید که انتخاب ها چه زمانی به سراغ شما خواهند آمد. یکی از راه حل ها، ایجاد یک to do list برای تصمیم هایی است که می دانید قرار است با آنها مواجه شوید. آنها را تقسیم کنید و هر روز بخشی از آنها را انجام دهید. توجه داشته باشید که در یک روز زیاد به خودتان فشار نیاورید. هنگام نوشتن لیست، تصمیم های کوچک(مانند چیزهایی که باید از مغازه بخرید و …) را فراموش نکنید.

در مرحله بعد، کاری را پیدا کنید که واقعا دوست دارید. زمانی که بین دو کار خسته کننده مانند تمیز کردن ساختمان و جالب مثل بازی کردن، مانده اید، کار جالب را انتخاب کنید. به این ترتیب قدم خیلی خیلی کوچک اول را برمی دارید. در روز بعد، کمی قدم بلندتری بردارید. هر بار کمی کارتان را سخت تر کنید. با انجام هر کار سخت تری و رسیدن به پاداش بزرگتر آن، انگیزه برای شروع کارهای مشکل تر، بیشتر خواهد شد. پس کار را شروع کنید و نگران هیچ چیز دیگر نباشید. بدانید که شروع آستانه رسیدن به همه چیز است.

[ad_2]

لینک منبع